عینکی

دیدتان را به یادگیری متحول کنید.
0

آموزش نشانه ب

آموزش نشانه ب با داستان

شهربانو دوستی

درباره نویسنده
شهربانو دوستی هستم، مدیر و موسس وب سایت عینکی دبیر آموزش و پرورش و علاقه مند به سئو

آموزش نشانه ب

آموزش نشانه با داستان

ب کوچولو نقطه‌اش را دوست نداشت. راه که می‌رفت، گیر می‌کرد به نقطه‌اش و می‌ افتاد زمین.

یک روز رفت پیش قیچی و گفت :” چین و چین و چین … نقطه را بچین!”

قیچی، نقطه را چید. ب، بی نقطه شد. راحت و خوشحال دوید و رفت به مدرسه.

نشست روی تخته سیاه و گفت: “سلام!”

تخته سیاه گفت: “تو دیگه کی هستی؟ تو هیچی نیستی!”

ب بی نقطه، ناراحت شد. رفت و نشست روی دفتر مشق.

دفتر گفت: “ تو دیگه کی هستی؟ تو هیچی نیستی!”

 

پیشنهاد ویژه: کاربرگ پر کردن نقطه چین (مهارت دست ورزی کودکان)

 

ب بی نقطه، خیلی ناراحت شد. داد زد : “ من ب هستم!”

پاک کن گفت: “ نه، تو اشتباهی هستی!” و خواست که پاکش کند.

ب بی‌نقطه، ترسید. داد زد: “کمک، کمک!…”

مداد سیاه آمد به کمکش . زود یک نقطه برایش گذاشت . ب شد مثل اولش .

از خوشحالی داد زد: “ حالا دیدید؟… من ب هستم!… من ب هستم!”

پاک کن نگاهش کرد و گفت: “ ببخشید… مثل این که من اشتباهی آمدم!” و راهش را کج کرد و رفت.

 

حتما بخوانید: دیکته شب اول ابتدایی حرف آ،ب،د،م

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.