عینکی

دیدتان را به یادگیری متحول کنید.
0

انشای طنز و غیر طنز ماهی در حوض قالی

خانه » انشا آماده » انشای طنز و غیر طنز ماهی در حوض قالی
انشاي طنز و غير طنز ماهي در حوض قالي

شهربانو دوستی

درباره نویسنده
شهربانو دوستی هستم، مدیر و موسس وب سایت عینکی دبیر آموزش و پرورش و علاقه مند به سئو

انشای طنز و غیر طنز ماهی در حوض قالی

انشاي طنز و غير طنز ماهي در حوض قالي

انشا غیر طنز درباره ماهی در حوض قالی

از زمان های قدیم، قالی و قالی بافی یکی از هنرهای رایج در میان ایرانیان بوده است.

یکی از طرح هایی که در میان قالی بافان رواج بیشتری دارد طرح ماهی درهم است.

این نقش از اواخر دوره تیموری و اوایل دوره صفوی مورد استفاده بافندگان فرش بوده که به طرح هراتی نیز مشهور است.

اما اینکه چرا طرح ماهی در قالی های ایرانی تا این اندازه محبوب است را میتوان یک نوع باور باستانی دانست که در آن گفته می شود:

“زمین بر روی شاخ‌های گاوی قرار دارد و این گاو بر پشت یک ماهی ایستاده است.”

انشای ماهی در حوض قالی باعث شد من بیشتر به فرش هایی که در اتاق هایمان پهن است توجه کنم.

شاید تا قبل از این، هرگز انقدر  دقیق به ماهی های که در کف اتاقم در گردش بودند نگاه نکرده بودم.

همیشه شنیده بودم که فرش ایرانی جایگاهی خاص و ویژه در دنیا دارد اما علت آن را نمیدانستم.

در واقع نمیتوانستم ارتباطی بین نقش های قالی پیدا کنم.

اما حالا به زیبایی این طرح ها پی بردم، حالا دیگر حواسم هست که ماهی ها را در زیر پاهایم له نکنم و بیشتر به فرهنگی که در دل صنایع دستی و آثار فرهنگی کشورم هست توجه کنم.

 

انشا طنز درباره ماهی در حوض قالی

یک بار که حسابی جو گیر شده بودم و میخواستم درس بخونم،  همه وسایل مطالعه رو آماده کردم، در اتاق رو بستم و به همه دستور دادم صداشون در نیاد.

کتابامو ردیف کردم جلوم و شروع کردم به خوندن.

یه خط از کتاب رو نخونده بودم که زل زدم به فرش اتاقم.

تازه متوجه شدم که اوه چقدر ماهی ریخته کف اتاقمو من ندیدمشون.

رفتم تو رویا که اگه من جای یکی از اون ماهی های روی فرش بودم چه حالی داشتم؟چکار میکردم؟ اصلا تو چه فازی بودم؟

یاد روزی افتادم که با اون جوراب های نشستم وارد اتاق میشدم.

حتماً ماهی میگفت ای وای باز این اومد، با اون جورابای بوگندوش الانه که بیهوشم کنه.

بعدم که کولمو پرت میکردم گوشه اتاق و یکی از اون ماهی ها رو زیر کوله سنگینم حبس میکردم.

یا اون موقع که فنجون قهوه رو ریختم روی فرش و مامانم با اب و صابون  افتاد به جون لکه قهوه.

بیچاره ماهی که کل پولکاشو مامانم با جدیت تمام کند.

نمیدونم برادر کوچیکم کی اومده بود داخل اتاق ولی چنان داد زد تو گوشم که انگار خود ماهی ها، یه تنگ آب یخ ریختن رو سرم و گفتن داداش پاشو اشتب میزنی تو ماهی نیستی!

تازه فهمیدم چرا یه وقتایی مامانم زل میزنه به فرش، نگو داره از دست من با ماهی ها درد و دل میکنه!

 

حتما بخوانید: بازآفرینی کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه

 

5 دیدگاه دربارهٔ «انشای طنز و غیر طنز ماهی در حوض قالی»

  1. بازتاب: انشا با موضوع انتقال خون - مجموعه آموزشی عینکی
    1. سلام فرقانی عزیز

      سایت عینکی با افتخار انشاهای شما دانش آموزان عزیز رو با نام خودتون در سایت منتشر میکنه
      در صورتی که مایل هستید انشای خودتون رو ارسال کنید تا روی سایت قرار بگیره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.