عینکی

دیدتان را به یادگیری متحول کنید.
0

مثل نویسی فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه

خانه » دروس آموزشی » درس انسانی » آموزش دروس دهم انسانی » مثل نویسی فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه
مثل نویسی فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه-عینکی

شهربانو دوستی

درباره نویسنده
شهربانو دوستی هستم، مدیر و موسس وب سایت عینکی دبیر آموزش و پرورش و علاقه مند به سئو

مثل نویسی فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه

مثل نویسی فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه

مقدمه: هر وقت که می خواهم درباره یک ضرب المثل داستانی بنویسم بیش از یک ساعت درباره آن فکر می کنم چون در هر ضرب المثلی مفاهیمی نهفته است که حاوی پند و اندرزهای زیادی است .

بدنه: همه ما بارها و بارها ضرب المثل فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه را شنیدیم و مفهوم کلی آن به این معناست که هیچ کس را دست کم نگیرید و او را از ظاهرش قضاوت نکنید.

این داستان مفهوم دقیق‌تر این ضرب المثل را برایتان مشخص می کند. افراد زیادی در آن روستا زندگی می کردند.

 آب و هوای خوب و صفا و صمیمت اهالی روستا هر کسی را جذب خودش می کرد، مردم روستا در کنار هم روستا را آباد کرده بودند،صفا و صمیمیت اهالی روستا زبانزد خاص و عام بود.

یکی از ساکنان قدیمی در روستا زورخانه‌ای ساخته تا اهالی روستا بتوانند از آن استفاده کنند.

بچه های روستا وقتی پهلوانان را می‌دیدند ترغیب می شدند که به زورخانه بروند. در بین  آنها پسر بچه ای ۱۰ ساله به نام رسول مانند هم سن و سالانش در رویایی پهلوانی بود .

جثه لاغر و کوچکش رسول باعث شده بود هیچ کس او را رغیب جدی خود نداند.

 وقتی  اعلام شد که قرار است مسابقه ای بین ورزشکاران زورخانه برگزار شود همه به تکاپو افتاده بودند و هر کس فرزند خودش را قهرمان مسابقه می‌دید.

اما رسول با خودش گفت بالاخره مردم این روستا باید بدانند که جثه کوچک من دلیل بر ضعیف بودنم نیست.

از آن روز به بعد تمرین هایش را بیشتر کرد ،روزها گذشت تا اینکه روز مسابقه فرا رسید، اسامی افرادی که قرار بود با هم رقابت کنند خوانده شد.

وقتی حریف رسول مشخص شد،به یکباره همه  به خنده افتادند چون جثه حریف او سه برابر خودش بود.

همهمه از گوش و کنار بلند شد که برنده این مسابقه مشخص است، وقتی رسول اینها را می شنید،برای نشان دادن قدرتش به مردم مشتاق تر شد.

سوت شروع مسابقه زده شد،مردم که برنده مسابقه را خودشان پیش بینی کرده بودند ،توجهی به مبارزه نداشتند تا اینکه رسول با اولین ضربه حریف اش را روی زمین انداخت.

ناگهان همه ساکت شدند، هیچکس حتی پلک نمی زد، مردم در بهت به سر می بردند و باورشان نمی شد این همان رسول با جثه ای کوچک است.

مسابقه با برد رسول به پایان رسید، این مسابقه به مردم آموخت که هیچگاه از روی ظاهر کسی را قضاوت نکنند.

نتیجه: این داستان مثال خوبی  برای نشان دادن مفهوم  ضرب المثل فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه بود و به ما آموخت ظاهر هیچ کس نشاندهنده باطن او نیست.

 

حتما ببینید: بازنویسی حکایت یکی از حکما شنیدم که می گفت

یک دیدگاه دربارهٔ «مثل نویسی فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه»

  1. بازتاب: انشا مقایسه ی مرگ و زندگی - مجموعه آموزشی عینکی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.