عینکی

دیدتان را به یادگیری متحول کنید.
0

بوی خاک پس از باران نگارش هشتم

خانه » انشا آماده » بوی خاک پس از باران نگارش هشتم
بوی خاک پس از باران نگارش هشتم

شهربانو دوستی

درباره نویسنده
شهربانو دوستی هستم، مدیر و موسس وب سایت عینکی دبیر آموزش و پرورش و علاقه مند به سئو

بوی خاک پس از باران نگارش هشتم

بوی خاک پس از باران نگارش هشتم

مقدمه: بعضی بوها هستند که هیچ گاه از ذهنت نمی روند مثل بوی مادر یا بوی خاک نم خورده، در ذهنت می ماند و خاطرات زیبایی را برایت یادآوری می کند.

بدنه: باران که میبارد صدایی دل انگیز را به گوش می رساند، صدایی از جنس مهربانی کلام مادر و گرمی دستان پر مهر پدر، صدایی که در آن زندگی جاری است.

فنجان قهوه ام را روی میز میگذارم و به سمت پنجره می روم، پنجره را باز می کنم و غرق می شوم در هوای خوبی که به صورتم می خورد.

نفس عمیقی میکشم که بوی خاک در سرم می پیچد، منتظرم، منتظر به پایان رسیدن سفر قطره های زیبا و درخشان باران.

آرام آرام از شدت باران کاسته میشود، گویا آسمان هم به عجله من پی برده است.

دیگر نمی توانم صبر کنم خیلی سریع به سمت باغچه خانه میدوم تا بوی خاک را که نم باران به خود گرفته را به ریه ام برسانم.

دلم میخواهد خودم را در آغوش این خاک نرم و خیس قرار بدهم.

خاک بوی خیلی خوبی میدهد بویی از جنس گل ها بویی از جنس ابر و بویی از جنس کلوچه های یزدی مادربزرگ.

باران و قطره های ریز و درشتش لطافت خاصی به خاک بخشیده است.

این بو بویی است از جنس لبخند خدا، خاک نم گرفته که حس زیبا و شیرینی دارد مانند تولد یک پروانه یا رشد یک جوانه ی کوچک.

این بو نشان‌دهنده زندگی است، بار دیگر نفس می کشم ٬عمیق تر نفس می کشم تا آن را در ذهنم حک کنم.

باران زیباست ، بوی خاک باران خورده زیباست، بوی باران مرا می برد به دوران کودکی ، به آن زمان که خانه ها کاهگلی بود، آن زمان که خدا در همین نزدیکی بود.

نتیجه : هرچه در دنیا هست همه را خدا آفریده است و اوست که میتواند انسان را از تکه گلی بسازد و روح و زندگی در وجودش قرار بدهد شکر گذار او و نعمت هایش باشیم.

 

حتما بخوانید:انشا آزاد صفحه 20 نگارش هشتم

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
4 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
معصومه.
3 سال قبل

مچکر.

4
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x