مقدمه: صدایش عجیب دلنواز و شادی آور است درست مانند صدای خنده نوزاد!
بدنه ی انشا: صدای زنگ آخر درست مانند زنگ ورزش همه را غرق در هیجان و شادی می کند و حس یک پرنده ای که آزاد و رها شده را در دلهای ما ایجاد می کند.
فکر اینکه به خانه برمی گردیم تا خستگی را از تنمان بیرون کنیم و بدون استرس به کارهای روزمره مان برسیم هر کس را غرق در خوشی میکند.
البته هستند تعداد کمی که زنگ آخر را مانند بقیه دوست ندارند چون آنها را از دوستانشان جدا می کند.
نتیجه: گاهی بعضی از آدم ها چیزهای کوچک آنقدر خوشحال شان می کند که شاید چیزهای بزرگ حتی نیمی از آن شادی را به آنها ندهد.
مقدمه: همه ی ما محیط مدرسه را تجربه کرده ایم. استرس پرسش های شفاهی، امتحانات و…
بدنه انشا: بیشتر دانش آموزان صدای زنگ آخر را دوست دارند زیرا نشانه ی تمام شدن یک روز خسته کننده است.
اما آیا صدای زنگ آخر برای همه دانش آموزان یک نوید را دارد؟ شاید بله و شاید هم خیر!
شاید زنگ آخر برای بعضی ها، تمام شدن یک روز خسته کننده و بازگشت به محیطی دوستانه و گرم است.
و شاید صدای زنگ آخر برای بعضی دیگر برگشت به محیطی پر از ترس و اضطراب و دلهره باشد.
زندگی ما انسان ها نیز همانند زنگ آخر است. زنگ آخر فقط مختص مدرسه و کلاس نیست.
در زندگی ما انسان ها پر است از صدای زنگ آخر ها، زنگ آخر دانشگاه، زنگ آخر کار، زنگ آخر سختی، زنگ آخر غم، زنگ آخر شادی و یا زنگ آخر زندگی…
نتیجه: شاید بهتر است به صدای زنگ آخر دقیق تر گوش بدهیم.
شاید باید به صدای زنگ های گذشته برگردیم و ببینیم در گذشته چه کاشته ایم و حالا باید چه چیزی را برداشت کنیم؟
آیا با شنیدن صدای زنگ آخر زندگیمان خوشحال می شویم یا شنیدن صدای زنگ آخر برایمان پر از حسرت و پشیمانی است؟
حواسمان به زنگ آخر های زندگیمان باشد.
هیچ وسیله ای روی هیچ میزی به چشم نمیخورد،دانش آموزان کاپشن هایشان را پوشیده بودند، انگار برای جنگ آماده شده بودند.
بعضی ها نصفه نشسته و بعضی ها ایستاده بودند، بعضی ها سرشان را روی میز گذاشته بودند و خوابیده بودند.
عده ای در کلاس بودند اما حواسشان در کلاس نبود، همه منتظر بودند. معلم از تکرار ساکت باشید و سرجایتان بنشینید خسته و کلافه بود.
همه دانش آموزان منتظر شنیدن صدای زنگ دلنشینی بودند، صدای زنگ آخر.
بالاخره انتظار به سر رسید و زنگ دلنشین آخر به صدا درآمد و در یک چشم به هم زدن همه دانش آموزان از کلاس خارج شدن و معلم هنوز مبهوت بود که چطور در مدت چند ثانیه اثری از هیچ دانش آموزی باقی نماند.
روز سخت و پر از اضطرابی را در مدرسه گذرانده بودیم، هر ساعت امتحان داشتیم، زنگ آخر شده بود و همه خدا خدا می کردیم زودتر صدای زنگ آخر به گوشمان برسد.
من هم آن روز به شدت خسته بودم و منتظر بودم زودتر زنگ آخر زده شود و به خانه برگردم.
اما خستگی آن روزهای پر از امتحان هم، از شیطنت بچه ها چیزی کم نکرده بود و با همه خستگی از سروکله هم بالا می رفتند.
هم همه ی زیادی در کلاس بود، عده ای خسته بودند و سرشان را روی میز گذاشته بودند.
اما همه ما منتظر رفتن به خانه و خوردن یک نهار لذیذ بودیم، بالاخره زنگ اخر زده شد و ما بال زنان به سمت حیاط مدرسه روانه شدیم.
وقتی زنگ آخر به صدا در می آید بعضی از دانش آموزان از شوق اینکه به خانه بروند لحظه شماری می کردند .
بعضی ها هم هستن خیلی ناراحت به خانه میروند که بالاخره هر دانش آموزی نسبت به زنگ آخر عکس العملی دارد .
مثلاً عکس العمل من نسبت به زنگ آخر اینه که خیلی خوشحالم تا هر چه سریعتر به خانه برسم و مطالبی که معلمم زحمت کشیدن درس دادن رو به خوبی حفظ کنم.
آیدا محمودی زاده
حتما بخوانید: بازنویسی شخصی شتر گم کرد
سلام دوستان بنده تازه انلاین شدم و میخواهم در بحث شما شرکت کنم اما از اونجایی که موضوع بحث را نمیدونم بهتر است نظاره گر باشم🍰
بسیار خوب بود
دست خانم دوستی دردنکنه اشاالله درکارهایشان موفق باشند
سلام واقعا خیلی خیلی عالی بود …….
ممنون خیلی عالی هست🌷🌷🌹
ممنون خیلی عالی هست🌷🌷🌹
سلام
ممنون
خواهش می کنم مهدی جان
حل نمونه سوالات پرتکرار ریاضی دهم تجربی
سلام اقا مهدی خواهش میکنم
حل نمونه سوالات پرتکرار ریاضی دهم تجربی