عینکی

دیدتان را به یادگیری متحول کنید.
0

بازنویسی حکایت صفحه ی 36 نگارش هشتم

خانه » دروس آموزشی » آموزش دروس هشتم » آموزش درس نگارش هشتم » بازنویسی حکایت صفحه ی 36 نگارش هشتم
بازنویسی نگارش هشتم صفحه ی 36

شهربانو دوستی

درباره نویسنده
شهربانو دوستی هستم، مدیر و موسس وب سایت عینکی دبیر آموزش و پرورش و علاقه مند به سئو

بازنویسی حکایت صفحه ی 36 نگارش هشتم

نگارش هشتم صفحه 36

در زمان های قدیم مردی به نام هشام در شهر کوفه زندگی می کرد که مردم آن را شیرین عقل می دانستند و تمام کارهایی که انجام می داد مردم را به خنده می انداخت .

مردم به رفتارش عادت کرده بودند و وقتی کاری داشت آنها برایش انجام می دادند.

در یکی از همین روزها هشام چشمش به قدری درد گرفت که سرش را به دیوار می کوبید.

از قضا دامپزشکی تازه به شهر کوفه آمده بود و از کارها و رفتارهای هشام بی اطلاع بود .

هشام فوراً لباس پوشید و خود را به دامپزشک رساند و به او گفت چشمم درد میکند عجله کن و چشمم را درمان کن.

دامپزشک فکر کرد هشام او را مسخره میکند، اما وقتی هشام با عصبانیت به او گفت پس چرا معطل می کنی؟ با خود گفت حالا نشانت می دهم تا دیگر مسخره کردن یادت برود.

دامپزشک از داروی چشم حیوانات در چشم هشام ریخت.

چند روزی بعد هشام متوجه شد که چشمش دیگر نمیبیند. با عجله به سمت خانه قاضی رفت و از دامپزشک شکایت کرد که چشم مرا کور کرده است.

قاضی دستور داد دامپزشک را بیاورند، وقتی هر دو پیش قاضی نشستند قاضی به دامپزشک گفت چرا چشم هشام را کور کردی؟

دامپزشک همه ماجرا را برای قاضی تعریف کرد. وقتی حرف هایش تمام شد قاضی نگاهی به هشام کرد و گفت: اگر تو اندازه چهارپایان فکر داشتیم برای درمان چشمت پیش دامپزشک نمیرفتی و بعد دستور داد هشام را از خانه اش بیرون انداختند.

 

 

حتما بخوانید: داستان کوتاه درباره بار کج به منزل نمیرسد

5 دیدگاه دربارهٔ «بازنویسی حکایت صفحه ی 36 نگارش هشتم»

  1. بازتاب: مشاهده مسابقه فوتبال از روزنه تور دروازه - مجموعه آموزشی عینکی
  2. بازتاب: انشا طعم لبوی داغ در یک روز برفی - مجموعه آموزشی عینکی
  3. بازتاب: انشا در مورد صحنه ورود موش به خانه - مجموعه آموزشی عینکی
  4. بازتاب: دیدن شکارچی از دریچه چشم آهو - مجموعه آموزشی عینکی
  5. بازتاب: انشا در مورد طعم خورشت قورمه سبزی - مجموعه آموزشی عینکی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.