عینکی

دیدتان را به یادگیری متحول کنید.
0

درس 5 فارسی ششم📗

هم خانواده فارسی ششم درس هفت خان رستم

شهربانو دوستی

درباره نویسنده
شهربانو دوستی هستم، مدیر و موسس وب سایت عینکی دبیر آموزش و پرورش و علاقه مند به سئو

درس 5 فارسی ششم

سوالات درس 5 فارسی ششم

📚 سوالات درک مطلب درس پنجم فارسی ششم

 

۱- منظور از عبارت زیر، چیست؟ « از هفت خان گذشتن »

✏️به معنی از پسِ یک کارِ سخت و دشوار بر آمدن. کسی که به سلامت از سختی های مختلف عبور کند و به موفقیت برسد به او می‌گویند: از هفت خان گذشتی.

۲- رستم در هفت خان چه مراحلی را پشت سر می‌گذارد؟

✏️خان اول: نبرد رخش با شیر

✏️خان دوم: گذر از بیابان و گرفتار شدن در آن

✏️خان سوم: پیکار با اژدها

✏️خان چهارم: جنگ با جادوگران

✏️خان پنجم: نبرد با اولاد دیو

✏️خان ششم: پیکار با ارژنگ دیو (به کمک اولاد دیو)

✏️خان هفتم: مبارزه و جنگ با دیوِ سپید

۳- به نظر شما چه نیرویی باعث شد رستم بتواند هفت خان را با موفّقیت پشت سر بگذارد؟

✏️قدرت و اعتقاد به خداوند و توکل به او و نترسیدن از مشکلات پیشِ رو.

 

🟢 دانلود رایگان فیلم آموزش فارسی ششم (کل کتاب)

 

 

📖 معنی کلمات درس 5 فارسی ششم

نخجیر شکار
تیمار مراقبت – مواظبت
از هم می دَرد از بین می برد و پاره پاره می کند
قوی پنجه توانا – پر زور
راهی می شود به سوی جایی می رود
دیوان در اینجا جمع دیو ها 
از بند رهایی دهد از زندان و اسارت آزاد کند
شمار
تعداد
اهریمن شیطان
خان مرحله – منزل
از پای درآوردن کنایه از کشتن
به تنگ می آید صبرش تمام می شود – خسته می شود
می نمایاند نشان می دهد
پرخاش سخنی که از روی خشم گفته می شود – درشتی
رستم در خشم می شود رستم عصبانی و خشمگین می شود – در خشم شدن کنایه از عصبانی شدن است.
دیده چشم
سُم قسمت پایانی پای چارپایان که مانند کفش آن هاست!
کوفتن کوبیدن
دادگر عادل
فرجام
پایان – سر انجام – عاقبت کار
خمّ کمند چین و شکن و دایره ای که در اثر پرتاب کمند ایجاد می شود
کمند ریسمان محکمی که هنگام جنگ آن را بر گردن و کمر دشمن اندازند و آن ها را اسیر کنند
چیرگی پیروز شدن
نیرنگ فریب – حیله
بَر تَن – بدن
تیغ شمشیر
سهمگین ترسناک
برکند جدا کرد
جوشید عصبانی شد
خروشید در اینجا شیهه کشید – فریاد زد
دلیر شجاع – در اینجا منظور رستم است
یزدان آفریدگار – خداوند
ستایش شکر و سپاس
به کردار مانند
یال
موهای بلند پشت گردن اسب
بیم ترس
زو مخفف از او
خنجر شمشیر کوچک
میان در اینجا کمر
به بند آوردن کنایه از اسیر کردن
دستگاه در اینجا عظمت و قدرت و توانایی
گُرد پهلوان
آذرگشسب آتش سریع و سوزان
دادگر برقرار کننده عدالت – عادل
داور قاضی – آن که حکم می کند – در اینجا منظور خداوند است
کای مخفف که ای
پرستش عبادت
بجست جست و جو کرد
نیایش دعا – عبادت
ز بهر برای

 

❌ کلمات متضاد درس پنجم

 

✅ اندک # زیاد

✅ جاری # ساکن

✅ ظاهر # باطن

✅طولانی # کوتاه

✅پیوسته # گسسته

✅شکست # پیروزی

✅آغاز # پایان

✅ فراز # فرود

 

📁 کلمات هم خانواده درس هفت خان رستم

 

✅ نقص: ناقص

✅ قصد: مقصد، مقصود

✅خشم: خشمگین، خشمناک

✅موفقیت: موفق، موافق

✅ماهر: مهارت

✅پنهان: نهان

✅بجست: جست

 

🔴 کنایه های درس هفت خان رستم

 

 

ازپای در آوردن —> کنایه از کشتن

به بند آوردن —> کنایه از اسر کردن

در خشم شد —> کنایه از عصبانی شد

به تنگ آمدن —> کنایه از خسته شدن

از هفت خان رستم گذشتن —> کنایه از طی کردن مراحل سخت

 

 

📕 معنی ابیات درس هفت خان رستم

 

بیت اول » خروشید و جوشید و بر کند خاک ز سُمّش زمین شد همه، چاک چاک

رخش شیهه کشید و خشمگین شد و برای آمادگی حمله، سُمِّ خود را بر زمین کوبید به گونه ای که زمین زیر پایش کنده شد.

بیت دوم » بزد تیغ و بینداخت از بر، سرش فرو ریخت چون رود، خون از برش

رستم با ضربه شمشیر سر اژدها را از تنش جدا کرد و خون مانند رود از تن او جاری شد.

بیت سوم » بینداخت چون باد، خَمِّ کمند سر جادو آورد ناگه به بند

رستم طنابش را که به صورت حلقه آماده کرده بود به سرعت به سمت جادوگر انداخت و او را اسیر کرد.

بیت چهارم » میانش به خنجر به دو نیم کرد دل جادوان زو پر از بیم کرد

رستم با خنجر جادوگر را نصف کرد و با این کار خود دل جادوگران دیگر را پر از وحشت و ترس کرد

بیت پنجم » چو رستم بدیدش بر انگیخت اسب بدو تاخت مانند آذر گُشسب

هنگامی که رستم او (ارژنگ دیو) را دید با اسبش مانند آتش تیز و سوزان، تند و سریع به سوی او حمله کرد.

 

 

✔️ حتما ببینید: فیلم آموزش نگارش ششم (کل کتاب)

 

 

بیت ششم » سر و گوش بگرفت و یالش دلیر سر از تن بکندش به کردار شیر

رستم شجاعانه سر و گوش و موهای ارژنگ دیو را گرفت و مانند شیر با شجاعت سرش را از تنش جدا کرد.

بیت هفتم » ز بهر نیایش، سر و تن بشست یکی پاک جای پرستش بجست

برای انجام عبادت سر و تن خود را شست و به دنبال جایی پاک و تمیز برای راز و نیاز گشت.

بیت هشتم » از آن پس نهاد از بر خاک، سر چنین گفت : کای داورِ دادگر !

سپس سر بر خاک سجده گذاشت و گفت ای پروردگار عادل!

بیت نهم » ز هر بد، تویی بندگان را پناه تو دادی مرا، گُردی و دستگاه

در برابر هر بدی و آسیبی تو برای بندگان پناه هستی و تو هستی که به من پهلوانی و شکوه و عظمت دادی.

 

 

12 دیدگاه دربارهٔ «درس 5 فارسی ششم📗»

    1. عالی شمایی

      پیشنهاد میکنم حتما در سایر شبکه های اجتماعی هم عضو بشی اونجا کلی آموزش های مفید و جالب داریم.

      🥰اینستاگرام عینکی
      einaky_com
      🥰کانال تلگرام عینکی
      einaky_com
      🥰گروه درسی عینکی در تلگرام

      einaky_group

      کانال اپارات عینکی
      @einaky.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.