نگارش ششم درس دوم: پنجرههای شناخت
در این صفحه نگارش ششم درس دوم را فقط با جوابنامه نمیبینید؛ نکات املایی و واژهآموزی، آموزش نهاد و فعل، روش گزارشنویسی، انتخاب واژهٔ مناسب، ترتیب جملههای داستان درک متن، نمونهنوشته و چکلیست خودارزیابی را هم میخوانید تا بتوانید خودتان بهتر بنویسید.
در این درس چه یاد میگیریم؟
- املاواژههای همخانواده و تشخیص نهاد و فعل جمله
- نگارشبهکار بردن «از، به، در، با» و نوشتن گزارش دو بندی
- کارگاهانتخاب واژهٔ مناسب، استفاده از واژههای هممعنی و توضیح ضربالمثل
- درک متنمرتب کردن جملههای یک داستان و طرح سؤال از آن
املا و واژهآموزی
۱) نهاد و فعل
نهاد کسی یا چیزی است که کار را انجام میدهد یا دربارهٔ او خبر میدهیم. فعل کاری است که انجام میشود یا حالتی که وجود دارد. برای پیدا کردن آنها اول فعل را بیابید و بعد بپرسید «چه کسی؟» یا «چه چیزی؟» آن کار را انجام داده است.
- جملهٔ کتابما پدیدهها را خوب و دقیق میبینیم. ← نهاد: ما، فعل: میبینیم
- جملهٔ کتابانسان باید خالق خود را بشناسد. ← نهاد: انسان، فعل: بشناسد (همراه با «باید»)
کتاب برای دو جملهٔ دیگر جای خالی گذاشته تا خودتان جمله بنویسید و نهاد و فعل آن را مشخص کنید. چند نمونه برای تمرین:
- دانشآموزان کتاب میخوانند. ← نهاد: دانشآموزان، فعل: میخوانند
- باران از آسمان میبارد. ← نهاد: باران، فعل: میبارد
- من و برادرم به باغ رفتیم. ← نهاد: من و برادرم، فعل: رفتیم
۲) واژههای همخانواده
واژههای همخانواده حرفهای اصلی مشترک و معنای نزدیک به هم دارند. برای پیدا کردن آنها، اول حرفهای اصلی مشترک را جدا کنید. چند نمونه:
- حروف مشترک «ح، ف، ظ»: حفظ، حافظ، محفوظ، حفاظت
- حروف مشترک «ف، ک، ر»: فکر، تفکر، متفکر، افکار
- حروف مشترک «ح، ص، ل»: تحصیل، حاصل، محصول
- حروف مشترک «خ، ل، ق»: خالق، مخلوق، خلقت، اخلاق
- حروف مشترک «ع، ل، م»: علم، عالم، معلوم، تعلیم، معلم
نگارش
۱) حرفهای «از، به، در، با»
در تمرین اول باید جای خالی متن را با یکی از این چهار حرف پر کنید. کاربرد هر کدام را به یاد بسپارید:
- ازآغاز حرکت، جنس یا جدا شدن؛ مثال: «از مدرسه برگشتم.»
- بهمقصد و رسیدن؛ مثال: «به باغ رفتیم.»
- درمکان و زمان؛ مثال: «در کلاس نشستم.»
- باهمراهی یا وسیله؛ مثال: «با دوستم بازی کردم.»
تمرین برای خودتان
- محمد ......... مدرسه رفت.
- ما ......... کلاس ششم درس میخوانیم.
- این کتاب را ......... کتابخانه گرفتم.
- او ......... دوستانش به پیکنیک رفت.
- خورشید ......... پشت ابرها بیرون آمد.
پاسخ
- بهمحمد به مدرسه رفت.
- درما در کلاس ششم درس میخوانیم.
- ازاین کتاب را از کتابخانه گرفتم.
- بااو با دوستانش به پیکنیک رفت.
- ازخورشید از پشت ابرها بیرون آمد.
۲) گزارش دربارهٔ یکی از آفریدههای خدا
کتاب از شما میخواهد دربارهٔ یکی از آفریدههای خدا که توجه شما را جلب کرده تحقیق کنید و گزارشی در دو بند بنویسید. در کتاب فارسی پایهٔ پنجم با معیارهای گزارشنویسی آشنا شدهاید. این چند مرحله کمک میکند:
- ۱موضوع را انتخاب کنید و یک عنوان مناسب برایش بنویسید.
- ۲از کتاب، دایرةالمعارف یا یک منبع مطمئن اطلاعات را جمع کنید و نام منبع را یادداشت کنید.
- ۳بند اول: معرفی موضوع و ویژگیهای اصلی؛ بند دوم: کاربرد، فایده یا نکتهٔ جالب و نظر خودتان.
نمونهٔ گزارش
زنبور عسل، کارگر کوشای طبیعت
زنبور عسل حشرهای کوچک است که در گروههای بزرگ به نام کلنی زندگی میکند. در هر کلنی یک ملکه، تعداد زیادی کارگر و تعدادی زنبور نر وجود دارد و هر گروه وظیفهٔ مشخصی دارد.
زنبورهای کارگر از گلها شهد جمع میکنند و آن را در کندو به عسل تبدیل میکنند. آنها هنگام گردش میان گلها به گردهافشانی هم کمک میکنند. به نظر من نظم و همکاری زنبورها درس بزرگی برای ماست و نشان میدهد در آفرینش چه ظرافتی به کار رفته است.
کارگاه نویسندگی
۱) انتخاب واژهٔ مناسب
در بهکار بردن واژهها هنگام نوشتن باید دقت کنیم. گاهی میتوانیم برای یک مفهوم چند واژهٔ هممعنی پیدا کنیم و متن را زیباتر و کمتکرارتر بنویسیم. نمونهٔ کتاب:
- صبح او را دیدم.
- بامداد او را دیدم.
- پگاه او را دیدم.
در تمرین اول کتاب باید بهجای واژههای مشخصشده در سه جمله، واژهٔ دیگری بگذارید و جملهها را بازنویسی کنید. از جملههای کتاب یکی این است: «هر کسی شخصیت خود را در رفتار و عمل خود نمایان میکند.» نمونهٔ بازنویسی: «هر کسی منش خود را در رفتار و کردار خود آشکار میسازد.»
بانک واژهٔ هممعنی
- صبح: بامداد، پگاه، سپیدهدم
- دیدن: مشاهده کردن، نگریستن، نظر انداختن
- نشان دادن: آشکار کردن، نمایان ساختن، ظاهر کردن
- زیبا: دلپذیر، دلانگیز، خوشمنظر
- کوشش: تلاش، سعی، جدیت
۲) نوشتن یک بند با واژههای هممعنی
دربارهٔ موضوعی که بیشتر به آن میاندیشید یک بند بنویسید. هر وقت خواستید واژهای را دوباره بنویسید، یک هممعنی برایش پیدا کنید.
نمونه: کتابخواندن بهترین سرگرمی من است. وقتی مطالعه میکنم، انگار به دنیای دیگری سفر کردهام. هر کتاب تازه، دریچهای دلپذیر به روی دانستنیهای نو باز میکند. من تلاش میکنم هر هفته دستکم یک کتاب بخوانم تا اطلاعاتم بیشتر شود.
۳) ضربالمثل «از تو حرکت، از خدا برکت»
در توضیح ضربالمثل سه کار بکنید: معنی سادهاش را بگویید، مثالی بزنید و نتیجه بگیرید.
نمونه: این ضربالمثل یعنی ما باید برای رسیدن به هدفهایمان تلاش کنیم و خداوند به کار ما برکت میدهد. مثلاً کشاورزی که بذر میکارد و زمینش را آبیاری میکند، میتواند امیدوار باشد که محصول خوبی برداشت کند. اما کسی که فقط بنشیند و منتظر بماند، نباید انتظار نتیجه داشته باشد. پس باید هم تلاش کنیم و هم به خدا توکل کنیم.
درک متن: داستان نانوا و مرد گرسنه
در بخش «درک متن» این درس، جملههای یک داستان به هم ریخته است و باید آنها را شمارهگذاری و مرتب کنید. مرتبشدهٔ داستان به این شکل میشود:
- ۱روزی روزگاری مردی خسته و مانده، تشنه و گرسنه به شهری رسید.
- ۲از آنجا که خیلی گرسنه بود، جلوی دکان نانوایی ایستاد.
- ۳او با دیدن نانهای تازه آب دهانش سرازیر شد.
- ۴نانوا که مرد گرسنه را دید، پرسید:
- ۵«چه میخواهی مرد؟ اینها که میبینی نان است، نه چیز دیگر!»
- ۶مرد نگاهی به نانوا انداخت و گفت: «نان نیست، جان است برادر!»
- ۷نانوا لبخندی زد و گفت: «سکهای بده و نان بخر و بخور. نوش جانت!»
- ۸مرد گرسنه با دست، نانی را نوازش کرد و گفت: «ای مرد، چقدر میگیری که مرا از این نانها سیر کنی؟»
- ۹نانوا به او خیره شد و با خودش گفت: «این مرد هر چه پرخور و گرسنه باشد، بیشتر از چند نان نمیتواند بخورد.»
- ۱۰این شد که گفت: «سکهای بده و هر چه که میخواهی از این نانها بخور!»
- ۱۱مرد با خوشحالی سکهای به نانوا داد و شروع به خوردن کرد.
- ۱۲نانوا گفت: «طوری حرف میزنی که گویی سالهاست نان ندیدهای.»
- ۱۳مرد گفت: «روزهاست که نان ندیدهام؛ ولی نانهای تو از آن نانهاست که خوردن دارد.»
توجه: ترتیب را از روی منطق گفتوگوی داستان چیدهام. اگر جواب راهنمای معلم جای دو جملهٔ ۶ و ۷ را جابهجا آورده بود، همان را بنویسید.
طرح سؤال از متن
در قسمت «ب» باید دو سؤال بنویسید که با مفهوم کلی متن ارتباط داشته باشد و پاسخشان را هم بدهید. دو نمونه:
سؤال ۱: نانوا چرا گفت «هر چه میخواهی از این نانها بخور»؟
پاسخ: چون فکر کرد این مرد هر قدر هم گرسنه باشد، بیشتر از چند نان نمیتواند بخورد.
سؤال ۲: مرد گرسنه چرا گفت «نان نیست، جان است»؟
پاسخ: چون او خیلی گرسنه بود و برای کسی که گرسنه است، نان مایهٔ زنده ماندن و مثل جان است.
متن غلط، متن درست: ویرایش را یاد بگیرید
پیش از ویرایش: من دیروز رفتم مدرسه. بعد معلم گفت بنویسید. بعد من نوشتم. بعد من خیلی خوشحال شدم.
پس از ویرایش: دیروز صبح به مدرسه رفتم. معلم از ما خواست دربارهٔ آفریدههای خدا بنویسیم. من با دقت نوشتم و از نوشتهٔ خودم شادمان شدم.
- تکرار «بعد» و «من» حذف شد.
- حرف «به» در «به مدرسه» اضافه شد.
- «خوشحال» با «شادمان» عوض شد تا واژهها تکراری نباشند.
چکلیست خودارزیابی
- نهاد و فعل جملههایم را درست پیدا کردهام؟
- حرفهای «از، به، در، با» را جای درست به کار بردهام؟
- گزارشم عنوان، دو بند و منبع دارد؟
- واژهای را بیدلیل تکرار کردهام؟
- نوشتهام را یک بار از اول تا آخر بلند خواندهام؟
تمرین بیشتر
- پنج جمله بنویسید و زیر نهاد و فعل هر کدام خط بکشید.
- برای واژههای «دیدن، زیبا، کوشش» دو هممعنی بنویسید و با هر کدام یک جمله بسازید.
- دربارهٔ یکی از آفریدههای خدا (مثلاً مورچه یا کبوتر) یک گزارش دو بندی بنویسید.
دانلود خلاصهی درس
فایل PDF نگارش ششم درس دوم (پنجرههای شناخت) را میتوانید از لینک زیر دانلود کنید. جزوهٔ کامل نگارش ششم (نکات همهٔ درسها) هم در فروشگاه موجود است.


به نظر شما کدام تمرین این درس سختتر بود: ترتیب جملههای داستان، نوشتن گزارش یا انتخاب واژهٔ هممعنی؟ نظرتان را در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید!