معنی شعر میوهی هنر فارسی ششم
در این صفحه شعر «میوهی هنر» از پروین اعتصامی (درس پانزدهم فارسی ششم) را بیتبهبیت میخوانیم و برای هر بخش معنی، واژگان کلیدی، همخانواده، متضاد، نکات املایی و آرایههای ادبی را مرور میکنیم؛ در پایان هم پاسخ درک مطلب و دانش زبانی آمده است.
از جورِ تبر، زار بنالید سپیدار
معنی
آیا آن داستان را شنیدهاید که روزی در باغ، درخت سپیدار از ستمِ تبر با ناله و زاری شکایت کرد؟
واژگان کلیدی
- قصّه: داستان
- یکی روز: یک روز
- جور: ستم، بیعدالتی
- زار: با ناله و گریه
- بنالید: ناله کرد
- سپیدار: سپیددار، درخت سفیدار
همخانواده
- بنالید: ناله، نالیدن، نالان
- قصّه: قصّهگو، قصّهخوان
کلمات متضاد
- جور ↔ عدل، مهربانی
- بنالید ↔ بخندید
نکات املایی
- قصّه
- جور
- زار
- سپیدار
- تبر
آرایههای ادبی
- تشخیصسپیدار مانند انسان ناله و شکایت میکند.
- قافیهسپیدار (همقافیه با نجّار، بار، بسیار و ...)
از تیشهی هیزمشکن و ارّهی نجّار
معنی
سپیدار میگفت: از ضربهی تیشهی هیزمشکن و ارّهی نجّار، دیگر نه ریشه و پایهای از من باقی مانده و نه شاخهای.
واژگان کلیدی
- کز: که از
- بیخ: ریشه
- بُن: ته و پایهی درخت
- تیشه: ابزاری تیز برای بریدن و تراشیدن چوب
- ارّه: ابزار دندانهدار برای بریدن چوب
- نجّار: درودگر، چوبکار
همخانواده
- هیزمشکن: هیزم، هیزمفروش
- نجّار: نجّاری
- شاخ: شاخه، شاخساره
کلمات متضاد
- ماند ↔ رفت
- بیخ ↔ شاخ
نکات املایی
- بیخ
- بُن
- تیشه
- هیزمشکن
- ارّه
- نجّار
آرایههای ادبی
- تشخیصسپیدار مانند انسان سخن میگوید و از وضع خود شکایت میکند.
- مراعاتنظیربیخ، بُن، شاخ / تیشه، هیزمشکن، ارّه، نجّار
- قافیهنجّار
کاین موسم حاصل بوَد و نیست تو را بار
معنی
تبر آهسته به او گفت: گناهِ تو همین کافی است که اکنون فصلِ میوه و محصول است و تو میوهای نداری.
واژگان کلیدی
- گفتش: به او گفت
- جُرم: گناه، تقصیر
- بس: کافی
- موسم: فصل، هنگام
- حاصل: محصول، بهره
- بار: میوه، ثمر
همخانواده
- جُرم: مجرم، جرائم
- حاصل: محصول، حصول
- آهسته: آهستگی
کلمات متضاد
- آهسته ↔ بلند، تند
- حاصل ↔ بیحاصل
- نیست ↔ هست
نکات املایی
- جُرم
- موسم
- حاصل
- بار
- آهسته
آرایههای ادبی
- تشخیصتبر مانند انسان سخن میگوید.
- قافیهبار
شد توده در آن باغ، سحر، هیمهی بسیار
معنی
از صبح تا شب صدای تبر قطع نشد و در آن باغ، هیزمِ فراوانی روی هم انباشته شد.
واژگان کلیدی
- شام: شب، هنگام غروب
- از گوش نیفتادن: قطع نشدن، شنیده شدن
- توده: انبوه، تلّ روی هم ریخته
- سحر: صبحگاه، پگاه
- هیمه: هیزم
همخانواده
- سحر: سحرگاه، سحرخیز
- صدا: صدای، صداها
- بسیار: بسیاری
کلمات متضاد
- شام ↔ سحر
- بسیار ↔ اندک، کم
نکات املایی
- شام
- توده
- سحر
- هیمه
- بسیار
آرایههای ادبی
- کنایه«از گوش نیفتادن صدا» کنایه از قطع نشدن و ادامه داشتن صدا
- تضادشام و سحر
- قافیهبسیار
بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار
معنی
وقتی کشاورز با این همه هیزم تنور خود را روشن کرد، سپیدار گریست و دوباره اینگونه سخن گفت.
واژگان کلیدی
- دهقان: کشاورز
- چو: وقتی که، هنگامی که
- تنور: اجاقی گِلی برای پختن نان
- برافروخت: روشن کرد، شعلهور کرد
- بگریست: گریه کرد
- دگر بار: دوباره، بار دیگر
همخانواده
- دهقان: ده، دهقانی
- برافروخت: افروختن، افروخته، فروزان
- بگریست: گریه، گریان
کلمات متضاد
- برافروخت ↔ خاموش کرد
- بگریست ↔ بخندید
نکات املایی
- دهقان
- تنور
- برافروخت
- دگر بار
آرایههای ادبی
- تشخیصسپیدار مانند انسان گریه میکند و سخن میگوید.
- قافیهدگر بار
اندام مرا سوخت چنین ز آتشِ ادبار
معنی
افسوس که من هیزم شدم و روزگار (آتشافروزِ جهان) با آتشِ بدبختی، تنِ مرا اینگونه سوزاند.
واژگان کلیدی
- آوِخ: افسوس، دریغ
- آتشگر: آتشافروز، آتشزننده
- گیتی: جهان، دنیا
- اندام: بدن، تن
- ادبار: بدبختی، بداقبالی
همخانواده
- آتشگر: آتش، آتشین
- سوخت: سوختن، سوز، سوزان
کلمات متضاد
- ادبار ↔ اقبال، خوشبختی
- سوخت ↔ خاموش شد
نکات املایی
- آوِخ
- آتشگر
- گیتی
- اندام
- ادبار
آرایههای ادبی
- تشخیصسپیدار مانند انسان افسوس میخورد.
- تشبیه«آتشِ ادبار»: بدبختی به آتش مانند شده است.
- قافیهادبار
ناچیزی تو، کرد بدینگونه تو را خوار
معنی
شعله به او خندید و گفت: از دست چه کسی ناله و شکایت میکنی؟ بیارزش بودنِ خودت تو را اینگونه خوار و بیمقدار کرد.
واژگان کلیدی
- خندید بر او: او را مسخره کرد
- نالی: ناله میکنی، شکایت میکنی
- ناچیزی: بیارزشی، بیمقداری
- بدینگونه: اینگونه، به این شکل
- خوار: بیارزش، بیمقدار
همخانواده
- نالی: ناله، نالان، نالیدن
- ناچیزی: ناچیز، چیز
- خوار: خواری
کلمات متضاد
- خوار ↔ عزیز، گرامی
- ناچیز ↔ ارزشمند
- خندید ↔ گریست
نکات املایی
- شعله
- ناچیزی
- بدینگونه
- خوار
آرایههای ادبی
- تشخیصشعله مانند انسان میخندد و سخن میگوید.
- پرسش«از دست که نالی؟» برای نشان دادن بیدلیل بودنِ شکایت (پرسش انکاری)
- قافیهخوار
فرجام، به جز سوختنش نیست سزاوار
معنی
شاخهای که بالا برود و قد بکشد، امّا میوه ندهد، سرانجامی جز سوختن برایش شایسته نیست.
واژگان کلیدی
- سر برکشد: بالا برود، رشد کند
- نیارد: نیاورد، به بار نیاورد
- فرجام: سرانجام، عاقبت
- سزاوار: شایسته، لایق
همخانواده
- فرجام: انجام، فرجامین
- سزاوار: سزا، سزاواری
- سوختن: سوز، سوخته
کلمات متضاد
- فرجام ↔ آغاز، سرآغاز
- سزاوار ↔ ناسزا، ناشایست
- نیارد ↔ بیاورد
نکات املایی
- برکشد
- نیارد
- فرجام
- سزاوار
- سوختن
آرایههای ادبی
- کنایه«سر برکشیدن» کنایه از رشد کردن و بالا رفتن؛ «میوه نیاوردن» کنایه از بیفایده و بیثمر بودن
- قافیهسزاوار
ای میوهفروشِ هنر، این دکّه و بازار
از گفتنی ناکرده و بیهوده چه حاصل؟
کردار نکو کن، که نه سودیست ز گفتار
معنی
میوه و ثمرهی انسان چیزی جز دانش و خردمندی نیست. ای کسی که میوهی هنر میفروشی و دکّه و بازارِ (هنر و سخن) راه انداختهای، از سخنانی که گفته میشود امّا به آنها عمل نمیشود چه سودی میبری؟ کار نیک انجام بده؛ چون از حرف زدن هیچ فایدهای نیست.
واژگان کلیدی
- حکمت: دانایی، خردمندی
- میوهفروشِ هنر: کسی که فقط از هنر و دانش خود سخن میگوید
- دکّه: دکان، مغازهی کوچک
- گفتنیِ ناکرده: سخنی که به آن عمل نشده است
- بیهوده: بیفایده
- حاصل: سود، بهره
- کردار: عمل، رفتار
- نکو: نیک، خوب
- گفتار: سخن
همخانواده
- دانش: دانستن، دانا، دانشمند
- حکمت: حکیم، حکیمانه
- کردار: کردن، کار
- گفتار: گفتن، گفتوگو
- سود: سودمند
کلمات متضاد
- کردار ↔ گفتار
- نکو ↔ بد
- سود ↔ زیان
- دانش ↔ نادانی
- بیهوده ↔ سودمند
نکات املایی
- حکمت
- دکّه
- بیهوده
- حاصل
- کردار
- نکو
- گفتار
آرایههای ادبی
- تشبیه«میوهی انسان» و «میوهفروشِ هنر»: دانش و هنر به درختی مانند شده که میوه میدهد.
- کنایه«میوهفروشِ هنر» کنایه از کسی که فقط ادعای هنر و دانش دارد
- تضادکردار و گفتار
- پرسش«چه حاصل؟» برای نشان دادن بیفایده بودن سخنِ بدون عمل
- قافیهبازار / گفتار
روز عمل و مزد، بوَد کار تو دشوار
معنی
اگر شب و روز و ماه و سالِ تو به آسانی (و بدون کار و تلاش) بگذرد، در روز حساب و پاداش، کار تو سخت خواهد بود.
واژگان کلیدی
- آسان گذشتن: بدون تلاش و بیهوده سپری شدن
- مه: ماه (واژهی کوتاهشده)
- روز عمل و مزد: روز حساب و پاداش، قیامت
- مزد: پاداش
- دشوار: سخت
همخانواده
- عمل: عملی، اعمال، عامل
- مزد: مزدور، مزدوری
- دشوار: دشواری
- گذرد: گذشتن، گذشته، گذر
کلمات متضاد
- آسان ↔ دشوار، سخت
- شب ↔ روز
نکات املایی
- گذرد
- مه
- سالت
- عمل
- مزد
- دشوار
آرایههای ادبی
- مراعاتنظیرشب، روز، مه، سال (واژههای مربوط به زمان)
- تضادشب و روز؛ آسان و دشوار
- قافیهدشوار
درک مطلب
۱. چرا تبر، درخت سپیدار را شایستهی قطع شدن میداند؟
چون در فصل میوه و محصول، سپیدار میوهای نداشت. تبر میگوید گناه او همین بس که با اینکه موسم بار و حاصل بود، بیثمر بود.
۲. آیا شعله و تبر در مورد درخت سپیدار نظر یکسانی دارند؟ توضیح دهید.
بله. هر دو سپیدار را مقصّر میدانند و معتقدند بیمیوه بودنِ او دلیل این سرنوشت است. تبر میگوید «جرم تو همین بس که نیست تو را بار» و شعله هم میگوید شاخی که سر برکشد و میوه ندهد، سرانجامی جز سوختن ندارد؛ پس سپیدار نباید از کسی شکایت کند.
۳. به نظر شما پیام این شعر چیست؟
پیام شعر این است که دانش و هنر باید همراه با عمل باشد. انسانِ بیثمر و بیفایده ارزشی ندارد و باید با کردار نیک و کار مفید، میوهی دانش و هنرش را به دیگران برساند، نه اینکه فقط حرف بزند.
۴. نویسندگان این فصل با انتخاب عنوان «علم و عمل»، میخواهند ارزشمندی همراهی علم و عمل را نشان دهند. به نظر شما آیا شاعر در این درس توانسته است این پیام را برساند؟ عبارتی از شعر بیان کنید که نظر شما را تأیید کند.
بله، شاعر توانسته است این پیام را برساند. بیت «جز دانش و حکمت نبوَد میوهی انسان» به اهمیت علم اشاره دارد و بیت «کردار نکو کن، که نه سودیست ز گفتار» بر عمل تأکید میکند. همچنین عبارت «از گفتنیِ ناکرده و بیهوده چه حاصل؟» نشان میدهد که علم بدون عمل سودی ندارد.
دانش زبانی
الف) یکی از معنیهای واژهی «دار» در فارسی «درخت» بوده است. در ترکیب «دار و درخت» این دو واژهی هممعنی در کنار هم قرار گرفتهاند. واژهی «سپیدار» کوتاهشدهی «سپیددار» است؛ یعنی سفیددار، درخت سفیدرنگ.
ب) به کلمههای زیر توجّه کنید:
پار = پارسال
دی = دیروز
مه = ماه
گاهی شاعران از واژههای کوتاهشدهای مانند «پار، دی، مَه، گَه و شَه و ...» استفاده میکنند. (گَه = گاه، شَه = شاه). نمونهی «مه» در این شعر: «آسان گذرد گر شب و روز و مه و سالت».
دانلود خلاصهی درس
فایل PDF خلاصهی درس میوهی هنر فارسی ششم را میتوانید از لینک زیر دانلود کنید. جزوهی کامل کل کتاب و محتوای آمادهی همهی دروس ششم هم در فروشگاه موجود است.


به نظر شما چرا علم بدون عمل بیفایده است؟ نظرتان را دربارهی پیام شعر میوهی هنر در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید!