معنی حکایت افلاطون و مرد جاهل فارسی ششم
در این صفحه حکایت افلاطون و مرد جاهل فارسی ششم را بخشبهبخش میخوانیم و برای هر بخش واژگان کلیدی، همخانواده، متضاد، نکات املایی و آرایههای ادبی را مرور میکنیم. جملههایی که معنیشان را بهسادگی نمیشود دریافت، در بخش «معنی» توضیح داده شدهاند؛ در پایان هم پاسخ پرسش «خوانش و فهم» آمده است.
افلاطون، بزرگمردی است که هرگز کس چون او نبوده است و نباشد. خواستم که شکر و سپاس او را به تو رسانم.»
معنی
«سخنِ تو میگفت» یعنی از تو سخن میگفت و دربارهی تو حرف میزد؛ «تو را دعا میکرد» یعنی تو را ستایش میکرد و برایت آرزوی خیر داشت. آن مرد دربارهی افلاطون میگفت: افلاطون انسان بزرگی است که تا امروز کسی مثل او نبوده و بعد از این هم نخواهد بود. مرد نزد افلاطون آمده بود تا قدردانی و سپاس آن شخص را به او برساند.
واژگان کلیدی
- گویند: میگویند، نقل میکنند
- افلاطون: فیلسوف و دانشمند بزرگ یونانی
- حکیم: دانا، فیلسوف
- فلان: یک شخص مشخص (که نامش گفته نمیشود)
- شکر و سپاس: قدردانی و ستایش
همخانواده
- حکیم: حکمت، حکما، حکیمانه
- شکر: شاکر، مشکور، تشکّر
- سپاس: سپاسگزار، سپاسگزاری
کلمات متضاد
- نشستن ↔ برخاستن
- سپاس ↔ ناسپاسی
نکات املایی
- افلاطون (با «ط»)
- حکیم
- فلان
- شکر
- سپاس
- بزرگمرد
- حرفزدن
این مرد گفت: «ای حکیم! از من چه رنج آمد تو را که چنین تنگدل گشتی؟»
معنی
افلاطون وقتی این حرفها را شنید، سرش را پایین انداخت، گریه کرد و بسیار غمگین شد. آن مرد پرسید: ای حکیم، من چه کاری کردم که تو را ناراحت کرد و اینطور دلگیر و غمگین شدی؟
واژگان کلیدی
- چون: وقتی که
- بشنید، بگریست: شنید، گریست
- سر فرو بردن: سر را پایین انداختن
- دلتنگ، تنگدل: غمگین، دلگیر
- رنج: آزار، ناراحتی
- گشتی: شدی
همخانواده
- رنج: رنجیدن، رنجور
کلمات متضاد
- گریستن ↔ خندیدن
- دلتنگ ↔ شادمان
نکات املایی
- دلتنگ
- تنگدل
- رنج
- گشتی
آرایههای ادبی
- کنایه«دلتنگ شدن» و «تنگدل شدن» کنایه از غمگین و دلگیر شدن است.
معنی
افلاطون گفت: تو کار بدی نکردی و از طرف تو آزاری به من نرسید؛ امّا برای من چه چیزی از این بدتر است که یک نادان از من تعریف کند؟ (یعنی هیچ چیز بدتر از این نیست.)
واژگان کلیدی
- ولیکن: امّا، ولی
- جاهل: نادان
- بستاید: ستایش کند، تعریف کند
- بدتر: بدتر از آن
همخانواده
- جاهل: جهل، جهالت، مجهول
- بستاید: ستایش، ستایشگر
کلمات متضاد
- جاهل ↔ عالم، دانا
- بدتر ↔ بهتر
- ستایش ↔ نکوهش
نکات املایی
- ولیکن
- جاهل
- بستاید (با «ت»)
- بدتر
آرایههای ادبی
- پرسش انکاری«از این بدتر چیست؟» پرسشی است که پاسخش روشن است: هیچ چیز بدتر از این نیست.
خوانش و فهم
۱. چرا هنگامی که افراد نادان از ما تعریف میکنند، نباید خوشحال شویم؟
چون نادان خوب و بد را درست تشخیص نمیدهد و ستایش او ارزش و اعتباری ندارد. وقتی نادانی از ما تعریف میکند، ممکن است کار یا حرف ما با سلیقهی نادانان هماهنگ باشد و درست نباشد؛ پس بهجای خوشحالی باید با خودمان فکر کنیم که آیا کار نادرستی کردهایم. تعریف و تشویق آدم دانا و آگاه ارزش دارد.
دانلود خلاصهی درس
فایل PDF خلاصهی حکایت افلاطون و مرد جاهل فارسی ششم را میتوانید از لینک زیر دانلود کنید. جزوهی کامل کل کتاب و محتوای آمادهی همهی دروس ششم هم در فروشگاه موجود است.


شما چه احساسی پیدا میکنید وقتی کسی که از او شناخت درستی ندارید از شما تعریف میکند؟ نظرتان را در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید!