عینکی

دیدتان را به یادگیری متحول کنید.
0

آیا اضطراب عملکرد دانش‌آموز را کاهش می‌دهد؟ نقش استرس در یادگیری و حافظه

خانه » وبلاگ » آیا اضطراب عملکرد دانش‌آموز را کاهش می‌دهد؟ نقش استرس در یادگیری و حافظه
شخصیت عینکی با چهره‌ای متفکر در کلاس درس، در حالی که نماد مغز و فضای دوگانه آرامش و استرس در اطراف او دیده می‌شود.

شهربانو دوستی

درباره نویسنده
شهربانو دوستی هستم، مدیر و موسس وب سایت عینکی دبیر آموزش و پرورش و علاقه مند به سئو

شاید دانش‌آموزتان کم‌هوش نیست؛ فقط ذهنش درگیر است

چند سال پیش، یکی از معلمان در پایان یک کارگاه آموزشی جمله‌ای گفت که هنوز هم یادم مانده است.

گفت: «بعضی از دانش‌آموزهای کلاس من عجیب‌اند. سر کلاس سؤال می‌پرسم، جواب می‌دهند. با هم تمرین حل می‌کنیم، مشکلی ندارند. اما روز امتحان انگار همان بچه نیستند.»

احتمالاً شما هم نمونه‌ای شبیه این را دیده‌اید.

دانش‌آموزی که هنگام تمرین، مسیر حل مسئله را بلد است، اما وقتی برگه امتحان روی میزش قرار می‌گیرد، چند دقیقه فقط به سؤال‌ها نگاه می‌کند. بعد از امتحان هم با ناراحتی می‌گوید:

«خانم… آقا… بلد بودم. ولی یادم رفت.»

راستش را بخواهید، سال‌ها این جمله را بیشتر شبیه یک بهانه می‌دانستم.تا وقتی که با پژوهش‌های مربوط به اضطراب و عملکرد شناختی آشنا شدم.

آنجا بود که فهمیدم گاهی مسئله «ندانستن» نیست؛ مسئله این است که مغز، در آن لحظه، به آنچه می‌داند دسترسی آسانی ندارد.

این تفاوت، شاید کوچک به نظر برسد، اما اگر معلم باشیم، می‌تواند نگاه ما به ارزیابی، بازخورد و حتی قضاوت درباره دانش‌آموزان را تغییر دهد.

عینکی در کلاس درس با حالتی متفکر، در فضایی که بخشی آرام و بخشی نماد استرس و فشار روانی را نشان می‌دهد.
اضطراب می‌تواند بر توجه، حافظه و تصمیم‌گیری دانش‌آموز اثر بگذارد.

آیا اضطراب می‌تواند عملکرد ذهن را تغییر دهد؟

اگر از معلمی بپرسید چرا بعضی دانش‌آموزها در امتحان افت می‌کنند، احتمالاً پاسخ‌های مختلفی می‌شنوید:

«کم تمرین کرده.»

«مطالب را حفظ کرده، یاد نگرفته»

«اعتمادبه‌نفس ندارد.»

همه این‌ها ممکن است درست باشند. اما پژوهشگران سال‌هاست روی عامل دیگری هم کار می‌کنند؛ اضطراب.

اینجا لازم است یک سوءبرداشت را کنار بگذاریم.گاهی در فضای مجازی می‌خوانیم که «اضطراب IQ را کم می‌کند.» این جمله دقیق نیست.

تا جایی که پژوهش‌ها نشان می‌دهند، اضطراب هوش فرد را تغییر نمی‌دهد؛ اما می‌تواند باعث شود فرد نتواند از تمام توانایی‌های شناختی خود استفاده کند.

مغز، هم‌زمان فقط به تعداد محدودی چیز می‌تواند توجه کند

تصور کنید از یک دانش‌آموز بخواهید یک مسئله چندمرحله‌ای ریاضی را حل کند.او باید سؤال را بخواند، اطلاعات مهم را نگه دارد، فرمول مناسب را انتخاب کند، مراحل را دنبال کند و در پایان، پاسخ را بررسی کند.

همه این کارها از بخشی از ذهن استفاده می‌کنند که روان‌شناسان آن را حافظه کاری می‌نامند.

حافظه کاری را می‌شود شبیه میز کار یک معلم تصور کرد.اگر روی میز فقط کتاب و برگه امتحان باشد، کار کردن راحت است.

اما اگر همان میز پر از پوشه، دفتر، برگه‌های تصحیح‌نشده و وسایل مختلف باشد، پیدا کردن یک برگه ساده هم زمان بیشتری می‌برد.

اضطراب هم چیزی شبیه همین شلوغی ایجاد می‌کند.

وقتی ذهن مدام درگیر فکرهایی مثل «اگر خراب کنم چه؟» یا «اگر نمره‌ام کم شود چه؟» است، بخشی از ظرفیت حافظه کاری صرف همین نگرانی‌ها می‌شود.

در نتیجه، فضای کمتری برای حل مسئله باقی می‌ماند.

عینکی در نقش پژوهشگر داخل آزمایشگاه علوم اعصاب، در حال بررسی مدل مغز و نتایج پژوهش‌های مرتبط با یادگیری و استرس.
پژوهش‌های علوم اعصاب نشان می‌دهند رابطه استرس و عملکرد ذهن، ساده و یک‌بعدی نیست.

پژوهشگران چه چیزی را پیدا کردند؟

روان‌شناس آمریکایی ساین بیلوک (Sian Beilock) سال‌ها روی این موضوع کار کرده است؛ اینکه چرا بعضی افراد، درست در موقعیت‌هایی که بیش از هر زمان دیگری می‌خواهند خوب عمل کنند، عملکردشان افت می‌کند.

نتیجه پژوهش‌های او و همکارانش یک پیام مهم داشت:

گاهی مشکل این نیست که فرد پاسخ را نمی‌داند؛ مشکل این است که فشار روانی، بخشی از منابع شناختی او را اشغال کرده است.

به همین دلیل ممکن است دو دانش‌آموز که هر دو درس را یاد گرفته‌اند، در یک آزمون عملکرد یکسانی نداشته باشند.

این یافته، نگاه ما را به نمره امتحان کمی محتاط‌تر می‌کند.نمره مهم است، اما همیشه تمام داستان را تعریف نمی‌کند.

عینکی پشت میز مطالعه با چهره‌ای متفکر، در حالی که برگه ارزیابی و دفترچه یادداشت روی میز قرار دارد و درباره نقش نمره در یادگیری فکر می‌کند.
هدف یادگیری فقط نمره نیست، اما ارزیابی همچنان بخشی مهم از فرایند آموزش محسوب می‌شود.

این یعنی نمره دیگر اهمیتی ندارد؟

نه.

قرار نیست از این پژوهش نتیجه بگیریم که هر نمره پایینی فقط به خاطر اضطراب است.

یادگیری ناقص، تمرین کم، روش مطالعه نامناسب یا حتی خواب ناکافی هم می‌توانند روی عملکرد اثر بگذارند.

اما این پژوهش‌ها یک هشدار مهم به ما می‌دهند:

بین «توانایی» و «عملکرد» تفاوت وجود دارد.گاهی این دو دقیقاً روی هم منطبق نیستند.

همین تفاوت کوچک، می‌تواند از یک برچسب ناعادلانه جلوگیری کند.

یک سؤال که شاید ارزش داشته باشد بیشتر از خودمان بپرسیم فرض کنید دانش‌آموزی در امتحان این هفته نمره پایینی گرفته است.

اولین سؤالی که به ذهنمان می‌رسد چیست؟

«چرا یاد نگرفته؟»

شاید بد نباشد سؤال دیگری هم کنار آن بگذاریم:

«چه چیزی مانع شد آنچه را یاد گرفته بود، نشان دهد؟»

همین تغییر زاویه نگاه، گفت‌وگوی ما با دانش‌آموز را هم عوض می‌کند.به جای اینکه فقط دنبال اشتباه بگردیم، دنبال مانع هم می‌گردیم.

عینکی در کلاس درس در حال گفت‌وگو با دانش‌آموزان و آموزش، در فضایی گرم و حمایتی که بر نقش معلم در ایجاد شرایط مناسب یادگیری تأکید دارد.
معلم می‌تواند محیطی امن و حمایت‌کننده ایجاد کند تا دانش‌آموز با آمادگی بیشتری یاد بگیرد.

معلم چه کاری از دستش برمی‌آید؟

لازم نیست کلاس را به محیطی بدون استرس تبدیل کنیم؛ چنین چیزی نه ممکن است و نه همیشه مفید. مقدار کمی فشار حتی می‌تواند به تمرکز کمک کند.اما می‌توانیم کاری کنیم که اضطراب، جای یادگیری را نگیرد.

مثلاً:

ارزیابی را فقط به یک امتحان پایان‌ترم محدود نکنیم.

هنگام بازخورد، اشتباه را بخشی از فرایند یادگیری بدانیم، نه نشانه بی‌استعدادی.

قبل از امتحان، فقط مطالب را مرور نکنیم؛ درباره راهبردهای مدیریت اضطراب هم صحبت کنیم.

اگر دانش‌آموزی یک‌بار عملکرد ضعیفی داشت، همان یک نتیجه را به ویژگی ثابت او تبدیل نکنیم.

این کارها شاید ساده به نظر برسند، اما با آنچه امروز از علوم یادگیری می‌دانیم، هم‌خوان هستند.

شاید مهم‌ترین چیزی که این پژوهش به ما یاد می‌دهد…

بعد از خواندن پژوهش‌های مربوط به اضطراب، چیزی که بیشتر از همه ذهنم را درگیر کرد، یک تکنیک آموزشی نبود.یک سؤال بود.

اینکه چند بار، فقط بر اساس یک آزمون، درباره توانایی یک دانش‌آموز قضاوت کرده‌ایم؟

شاید بعضی وقت‌ها حق با ما بوده است.اما شاید هم نه.

شاید آن دانش‌آموز، همان لحظه‌ای که ما او را «ضعیف» می‌دیدیم، بیشتر از هر چیز دیگری درگیر ترس از اشتباه کردن بوده است.

پژوهش‌های علوم اعصاب قرار نیست نسخه‌ای جادویی برای تدریس به ما بدهند.اما گاهی با یادآوری یک نکته، نگاه ما را عوض می‌کنند:

قبل از اینکه درباره توانایی یک دانش‌آموز قضاوت کنیم، بهتر است ببینیم مغز او در چه شرایطی مجبور به پاسخ دادن بوده است.

 

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x