مجموعه آموزشی عینکی

عینکی

دیدتان را به یادگیری متحول کنید.
0

فارسی ششم : به گیتی، بِه از راستی، پیشه نیست

خانه » سوالات درس به درس » سوالات درس به درس ششم » سوالات درس فارسی ششم » فارسی ششم : به گیتی، بِه از راستی، پیشه نیست
شعر به گیتی به از راستی فارسی ششم با معنی و مفهوم

شهربانو دوستی

درباره نویسنده
شهربانو دوستی هستم، مدیر و موسس وب سایت عینکی دبیر آموزش و پرورش و علاقه مند به سئو

معنی شعر به گیتی بِه از راستی پیشه نیست فارسی ششم

در این صفحه شعر «به گیتی، بِه از راستی، پیشه نیست» فارسی ششم از شاهنامه‌ی فردوسی را بیت‌به‌بیت می‌خوانیم و برای هر بیت معنی، واژگان کلیدی، هم‌خانواده، متضاد، نکات املایی و آرایه‌های ادبی را مرور می‌کنیم؛ در پایان هم پاسخ پرسش‌های «خوانش و فهم» آمده است.

به گیتی، بِه از راستی، پیشه نیست ✵ ز کژّی بتَر، هیچ اندیشه نیست

معنی

در این جهان هیچ کاری بهتر از راستی و درستی نیست و هیچ فکر و باوری هم بدتر از کجی و نادرستی وجود ندارد.

واژگان کلیدی

  • گیتی: جهان، دنیا
  • پیشه: کار، شیوه و رفتار
  • کژّی: کجی، ناراستی
  • بتر: بدتر
  • اندیشه: فکر، باور

هم‌خانواده

  • راستی: راست، راستگو، راستگویی
  • اندیشه: اندیشیدن، اندیشمند

کلمات متضاد

  • راستی ↔ کژّی
  • بِه ↔ بتر

نکات املایی

  • گیتی
  • پیشه
  • کژّی
  • اندیشه

آرایه‌های ادبی

  • قافیهپیشه / اندیشه (ردیف: «نیست»)
  • تضادراستی و کژّی؛ بِه و بتر
سخن گفتنِ کژ ز بیچارگی است ✵ به بیچارگان بر، بباید گریست

معنی

دروغ و ناراست گفتن نشانه‌ی ناتوانی و درماندگی است؛ برای چنین درماندگانی باید گریست (دل سوزاند).

واژگان کلیدی

  • سخنِ کژ: سخن ناراست و نادرست
  • بیچارگی: درماندگی، ناتوانی
  • بیچارگان: درماندگان
  • بر: بر روی، برای
  • بباید: لازم است، باید

هم‌خانواده

  • بیچاره: بیچارگی، چاره، چاره‌اندیشی
  • سخن: سخنور، سخنگو
  • گریست: گریه، گریان

کلمات متضاد

  • کژ ↔ راست

نکات املایی

  • بیچارگی
  • بیچارگان
  • بباید

آرایه‌های ادبی

  • قافیهبیچارگی‌ست / گریست
  • کنایه«سخنِ کژ گفتن» کنایه از دروغ گفتن است.
هر آن کو که گردد به گِرد دروغ ✵ ستمکاره خوانیمش و بی‌فروغ

معنی

هر کس که گرد دروغ بگردد (دروغگو باشد)، او را ستمکار و بی‌نور و بی‌ارزش می‌نامیم.

واژگان کلیدی

  • کو: که او، کسی که
  • گِرد: اطراف، پیرامون
  • ستمکاره: ظالم، ستمگر
  • فروغ: روشنایی، نور
  • بی‌فروغ: بی‌نور، بی‌ارزش

هم‌خانواده

  • ستمکاره: ستم، ستمگر، ستمدیده
  • دروغ: دروغگو، دروغگویی، دروغین

کلمات متضاد

  • دروغ ↔ راستی

نکات املایی

  • گِرد
  • دروغ
  • ستمکاره
  • فروغ

آرایه‌های ادبی

  • قافیهدروغ / فروغ
  • کنایه«به گِرد دروغ گشتن» کنایه از دروغگو بودن؛ «بی‌فروغ» کنایه از بی‌ارزش و بی‌آبرو
همه راستی کن که از راستی ✵ نیاید به کار اندرون کاستی

معنی

همیشه راستی را پیشه کن؛ زیرا از راستی در کار (و زندگی) هیچ کمبود و زیانی پدید نمی‌آید.

واژگان کلیدی

  • همه راستی کن: همیشه راستی را پیشه کن
  • اندرون: درون
  • به کار اندرون: در کار
  • کاستی: کمبود، نقص

هم‌خانواده

  • کاستی: کاستن، کاهش
  • کار: کارگر، کارگاه

کلمات متضاد

  • کاستی ↔ فزونی

نکات املایی

  • اندرون
  • کاستی

آرایه‌های ادبی

  • قافیهراستی / کاستی
  • تکرار«راستی»
هر آن کس که با تو نگوید دُرست ✵ چنان دان که او دشمن جانِ توست

معنی

هر کس که با تو راست و درست سخن نگوید، بدان که او دشمن سرسخت توست.

واژگان کلیدی

  • دُرست: راست، بی‌کم‌وکاست
  • چنان دان: بدان، یقین داشته باش
  • دشمن جان: دشمن سرسخت

هم‌خانواده

  • درست: درستی، درستکار، درستکاری
  • دشمن: دشمنی
  • نگوید: گفتار، گوینده

کلمات متضاد

  • دشمن ↔ دوست
  • درست ↔ نادرست

نکات املایی

  • دُرست
  • دشمن

آرایه‌های ادبی

  • قافیهدرست / توست
  • کنایه«دشمن جان» کنایه از دشمن سرسخت و خطرناک
گشاده است بر ما در راستی ✵ چه کوییم خیره در کاستی؟

معنی

درِ راستی به روی ما باز است (راه راستی برای همه آسان و در دسترس است)؛ پس چرا بیهوده از ناراستی و کاستی سخن بگوییم؟

واژگان کلیدی

  • گشاده: باز
  • خیره: بیهوده، بی‌دلیل
  • کاستی: کمبود، نقص، ناراستی

هم‌خانواده

  • گشاده: گشودن، گشایش
  • کاستی: کاستن، کاهش

کلمات متضاد

  • گشاده ↔ بسته

نکات املایی

  • گشاده
  • خیره
  • کاستی

آرایه‌های ادبی

  • قافیهراستی / کاستی
  • کنایه«در راستی گشاده است» کنایه از آسان و در دسترس بودن راه راستی
مکن دوستی با دروغ آزمای ✵ همان نیز با مردِ ناپاک رای

معنی

با آدم دروغگو (کسی که دروغ را به کار می‌برد) دوستی نکن؛ همین‌طور با مرد ناپاک‌اندیش و بدنهاد هم دوستی و همراهی نکن.

واژگان کلیدی

  • دروغ آزمای: دروغگو، کسی که دروغ به کار می‌برد
  • همان نیز: همین‌طور
  • ناپاک رای: ناپاک‌اندیش، بدنهاد

هم‌خانواده

  • دوستی: دوست، دوستان
  • آزمای: آزمودن، آزمایش، آزمون
  • ناپاک: پاک، پاکی، پاکیزه

کلمات متضاد

  • دوستی ↔ دشمنی
  • ناپاک ↔ پاک

نکات املایی

  • دوستی
  • آزمای
  • ناپاک

آرایه‌های ادبی

  • قافیهآزمای / رای

خوانش و فهم

۱. در مصراع «به گیتی بِه از راستی پیشه نیست» خوانش دو واژه‌ی «به» چگونه است؟
«به» اول (به گیتی) حرف اضافه است و با فتحه («بَ») خوانده می‌شود؛ «به» دوم (بِه) به معنی «بهتر» است و با کسره («بِ») خوانده می‌شود.

۲. بیت «گشاده است بر ما در راستی / چه کوییم خیره در کاستی» به چه مفهومی اشاره دارد؟
به این مفهوم اشاره دارد که راه راستی و درستی برای همه باز و آسان است؛ پس بی‌دلیل به سراغ دروغ و ناراستی نرویم و از آن‌ها سخن نگوییم.

دانلود خلاصه‌ی درس

فایل PDF خلاصه‌ی شعر «به گیتی، بِه از راستی، پیشه نیست» فارسی ششم را می‌توانید از لینک زیر دانلود کنید. جزوه‌ی کامل کل کتاب و محتوای آماده‌ی همه‌ی دروس ششم هم در فروشگاه موجود است.

به نظر شما چرا فردوسی راستی را بهترین پیشه در جهان می‌داند؟ نظرتان را در بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید!

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x