مجموعه آموزشی عینکی

عینکی

دیدتان را به یادگیری متحول کنید.
0

معنی درس دریاقلی فارسی ششم | واژگان، آرایه‌های ادبی و درک مطلب

خانه » سوالات درس به درس » سوالات درس به درس ششم » سوالات درس فارسی ششم » معنی درس دریاقلی فارسی ششم | واژگان، آرایه‌های ادبی و درک مطلب
تصویر آموزشی نکات درس هشتم فارسی ششم، دریاقلی، شامل خلاصه مطالب و نکات مهم درس.

شهربانو دوستی

درباره نویسنده
شهربانو دوستی هستم، مدیر و موسس وب سایت عینکی دبیر آموزش و پرورش و علاقه مند به سئو

معنی درس دریاقلی فارسی ششم

در این صفحه معنی درس دریاقلی فارسی ششم (درس ۸) را پاراگراف‌به‌پاراگراف می‌خوانیم و برای هر بخش واژگان کلیدی، هم‌خانواده، متضاد و نکات املایی را مرور می‌کنیم؛ برای بیت‌های شعر وسط درس هم معنی و آرایه‌های ادبی آمده است.

در تاریخ، انسان‌های بسیاری بوده‌اند که همه‌ی توان و جان خود را برای رسیدن به هدف خویش فدا کرده‌اند و گاهی نجات مردمی یا آینده‌ی ملّتی به هوشیاری و فداکاری و تصمیم بهنگام و جان‌فشانی به‌موقع یک نفر یا جمعی محدود، وابسته می‌شود. در همه‌ی جوامع بشری، فداکاری چنین انسان‌هایی را ارج می‌نهند و تلاش می‌کنند خاطره‌ی آنها را در تاریخ و ادبیات و آثار هنری خود حفظ کنند.

واژگان کلیدی

  • توان: تاب، طاقت
  • بهنگام: به‌موقع، سر وقت
  • جان‌فشانی: فداکاری، ایثار
  • محدود: کم، اندک
  • جوامع بشری: جامعه‌های انسانی
  • وابسته: متکی بودن
  • ارج می‌نهد: ارزش و احترام می‌گذارد

نکات املایی

  • بهنگام
  • محدود
  • جمعی
  • جوامع
  • خاطره‌ی
  • حفظ
در داستان‌های کهن ایرانی، آرش، دلاورمردی بود که وقتی قرار شد کمانداری ایرانی، تیری رها کند و هرجا که تیر فرود آمد، مرز ایران باشد، دلیرانه بر قلّه‌ی دماوند برآمد و تیری در چلّه‌ی کمان نهاد و با پرتاب کردن آن، سرزمین ایران را از بیگانگان رهایی بخشید و جان خود را در این راه فدا کرد. خاطره‌ی این جان‌فشانی در راه پاسداری از میهن، هنوز در یادها زنده است. این سرزمین در هر روزگاری، پهلوانان و نام‌آوران بی‌شماری را در خود پرورانده است.

واژگان کلیدی

  • کهن: قدیم
  • دلاور: شجاع، دلیر
  • مرز: ناحیه، حد و حدود
  • دلیرانه: شجاعانه، با شجاعت
  • برآمد: بالا رفت
  • چلّه: تسمه‌ای که به کمان می‌بندند و تیر را به وسیله‌ی آن پرتاب می‌کنند
  • رهایی بخشید: آزاد کرد، نجات داد
  • نام‌آوران: افراد مشهور، نامداران
  • بی‌شمار: زیاد
  • پاسداری: نگهبانی

هم‌خانواده

  • خاطر: خاطره، خاطرات، خطور، خطر
  • دفاع: مدافع، دفعات، دفعه، دفع
  • پاسداری: پاسدار

کلمات متضاد

  • بی‌شمار ↔ کم‌شمار
  • دشمن ↔ دوست

نکات املایی

  • مرز
  • قلّه‌ی
  • چلّه‌ی
  • پاسداری
  • جان‌فشانی
شهید «دریاقلی سورانی» یکی از دلاورمردان دوران دفاع مقدّس بود که در نخستین ماه‌های جنگِ تحمیلی با فداکاری شگفت‌انگیز خود، مانع سقوط شهر آبادان شد. شغل دریاقلی، اوراق فروشی بود.

واژگان کلیدی

  • سقوط: پایین افتادن، در اینجا به دست دشمن افتادن خاک شهر آبادان
  • پرورانده: پرورش داده
  • جنگ تحمیلی: جنگ اجباری، جنگ هشت‌ساله‌ای که با تجاوز نیروهای صدام به ایران آغاز شد و به ایران تحمیل شد
  • اوراق فروشی: مکانی که در آن پاره‌های اتومبیل یا وسایل دیگر فروخته می‌شود

هم‌خانواده

  • مقدّس: قدس، اقدس، قدّیس
  • سقوط: ساقط، سقط
  • مانع: منع، ممنوع، موانع
  • شغل: شاغل، مشغله، شغال

کلمات متضاد

  • آباد ↔ ویران

نکات املایی

  • دریاقلی سورانی
  • جنگِ تحمیلی
  • شگفت‌انگیز
  • مانع
  • سقوط
  • شغل
  • اوراق فروشی
او در آن هنگام به همراه فرزند خردسال خود در گورستانی از اتومبیل‌های فرسوده در «کوی ذوالفقاری» در حاشیه‌ی آبادان زندگی می‌کرد. او در یک شب تاریک، ناگهان متوجّه شد که سربازان دشمن بعثی به صورتی غافلگیرکننده از رودخانه‌ی بهمن‌شیر گذشته‌اند و می‌خواهند شهر محاصره شده‌ی آبادان را به اشغال کامل خود در بیاورند. دریاقلی، فوراً بی‌سر و صدا سوار بر دوچرخه شد و به راه افتاد.

واژگان کلیدی

  • حاشیه: اطراف
  • فرسوده: کهنه شده، پوسیده شده
  • بعثی: نیروهای ارتش عراق در زمان صدام
  • محاصره: در حصار گرفته شده، دور شخصی یا چیزی را گرفتن
  • کوی: محلّه، کوچه، برزن
  • فوراً: به سرعت
  • گورستان: قبرستان، آرامگاه مردگان
  • غافلگیر: ناگهانی

هم‌خانواده

  • اوراق: ورق، تورق، ورقه
  • محاصره: حصار، حصر

کلمات متضاد

  • شب ↔ روز
  • تاریک ↔ روشن

نکات املایی

  • اتومبیل
  • فرسوده
  • ذوالفقار
  • حاشیه‌ی
  • غافلگیر
  • اشغال
  • فوراً
  • سروصدا
  • متوجّه
  • بعثی
  • به صورتی غافلگیرکننده
  • بهمن‌شیر
  • محاصره
دریاقلی در آن شب پاییزی نهم آبان ماه ۱۳۵۹ با همه‌ی توان و قدرت، رکاب می‌زد. انگار کسی در گوشش می‌گفت: دریاقلی رکاب بزن، همه چیز به جوانمردی تو وابسته است. اگر کوتاهی کنی، همه‌ی شهر و دیار نابود خواهد شد.

کلمات متضاد

  • نابود ↔ آباد (ضمنی)

نکات املایی

  • جوانمردی
دریاقلی! رکاب بزن، یا علی بگو✵چشم انتظارِ همّت تو، دین و میهن است

معنی

ای دریاقلی، رکاب بزن و با یاد و کمک خدا کارت را شروع کن؛ دین و میهن، چشم‌به‌راه تلاش و اراده‌ی تو هستند.

واژگان کلیدی

  • همّت: قصد و اراده
  • چشم انتظار: منتظر

نکات املایی

  • یا علی
  • چشم انتظار
  • همّت

آرایه‌های ادبی

  • تشخیصدین و میهن چشم‌انتظار هستند (چشم داشتن و انتظار کشیدن ویژگی انسان است).
  • کنایهچشم‌انتظار بودن کنایه از منتظر بودن و امید داشتن است.
  • کنایهیا علی گفتن کنایه از تصمیم قطعی گرفتن و شروع کار با استمداد از بزرگان است.
فردا اگر درنگ کنی، کوچه‌های شهر✵میدانِ جنگ تن به تن و تانک با تن است

معنی

اگر تأخیر کنی، فردا کوچه‌های شهر به میدان جنگ تن‌به‌تن مردم با تانک دشمن تبدیل می‌شود.

واژگان کلیدی

  • درنگ: صبر، توقف، مکث

کلمات متضاد

  • جنگ ↔ صلح

آرایه‌های ادبی

  • واژه‌آراییتکرار کلمه‌ی «تن» و «تانک» (واج‌آرایی حرف ن و ت) موسیقی درونی ایجاد کرده است.
از راه اگر بمانی و روشن شود هوا✵تکلیف شهرِ خاطره‌های تو، روشن است

معنی

اگر در راه بمانی و هوا روشن شود (دیر برسی)، سرنوشت شهری که خاطراتت در آن است، مشخص و بد خواهد شد.

هم‌خانواده

  • تکلیف: تکالیف، مکلّف
  • خاطر: خاطره، خاطرات

کلمات متضاد

  • روشن ↔ تاریک

آرایه‌های ادبی

  • کنایهتکلیف چیزی روشن شدن کنایه از تمام شدن کار و مشخص شدن سرنوشت (معمولاً سرنوشت بد) است.
  • ایهام«روشن» در مصراع دوم ایهام دارد: ۱. مشخص و معلوم بودن ۲. نورانی شدن (اشاره به آتش گرفتن شهر).
دریاقُلی! به وسعتِ دریاست نام تو✵تاریخ در تلفّظِ نام تو اَلکَن است

معنی

ای دریاقلی، نام تو به بزرگی و وسعت دریاست؛ تاریخ هم در بیان بزرگی نام تو ناتوان است.

واژگان کلیدی

  • وسعت: بزرگی، فراخی
  • تلفّظ: بیان کردن
  • الکن: کسی که لکنت زبان دارد و به‌درستی نمی‌تواند تلفظ کند

هم‌خانواده

  • وسعت: وسیع، واسع

نکات املایی

  • وسعت
  • تلفّظ
  • الکن

آرایه‌های ادبی

  • تشبیهنام دریاقلی به وسعت دریا تشبیه شده است.
  • تشخیصتاریخ الکن است (لکنت زبان داشتن صفت انسان است که به تاریخ نسبت داده شده).
  • اغراقناتوانی تاریخ در بیان نام او، اغراقی برای نشان دادن بزرگی کار اوست.
امّا دریاقلی، همچون دریایی خروشان بود، با تمام وجود تلاش می‌کرد از میان کشتی‌های دشمن و آتش خمپاره‌ها بگذرد و زودتر از سربازان بعثی، خود را به شهر برساند. او توانست، کوی ذوالفقاری تا شهر آبادان را در کوتاه‌ترین زمان، رکاب بزند و خود را به سرعت به شهر برساند و با فریادهایش، مردم و مدافعان شهر را از نفوذ دشمن باخبر کند.

واژگان کلیدی

  • خمپاره: نوعی گلوله‌ی انفجاری
  • نفوذ: وارد شدن پنهانی
  • سرعت: سریع

هم‌خانواده

  • نفوذ: نافذ، منافذ، منفذ
  • زمان: زمانه، زمینه
  • سرعت: سریع

نکات املایی

  • کشتی‌های دشمن
  • خمپاره
  • سرعت
  • مدافعان

آرایه‌های ادبی

  • تشبیهدریاقلی به دریایی خروشان تشبیه شده است.
مردم و مدافعان آبادان، بی‌درنگ به هر وسیله‌ای که ممکن بود در برابر دشمن به کار آید به مقابله با دشمن پرداختند و توانستند در نبردی نابرابر، که در تاریخِ دفاع مقدّس به نام «عملیات کوی ذوالفقاری» معروف است، نفوذ دشمن را به آبادان ناکام بگذارند و او را با تلفات بسیار و شکستی سخت به عقب برانند.

واژگان کلیدی

  • مقابله: روبرو شدن، جنگیدن
  • ناکام: ناموفق
  • تلفات: کشته‌ها
  • عقب: پشت سر

هم‌خانواده

  • مقابله: مقابل، قابل، قبل، قبله

کلمات متضاد

  • ناکام ↔ کامیاب
  • شکست ↔ پیروزی

نکات املایی

  • مقابله
  • عملیات
  • نفوذ
  • تلفات
  • عقب
  • شکستی
دریاقلی در همین نبرد به شدّت زخمی شد و در راه انتقال به پشت جبهه به شهادت رسید. مزار این شهید دلاور در بهشت زهرا (س) در تهران قرار دارد. بی‌شک اگر دریاقلی در آن شب سرنوشت‌ساز، دچار ترس و تردید می‌شد و اگر تنها به نجات خود و خانواده‌اش می‌اندیشید یا اگر اندکی کوتاهی می‌کرد و نمی‌توانست به‌موقع خود را به شهر برساند، خدا می‌دانست چه اتّفاقات ناگواری می‌افتاد!

واژگان کلیدی

  • انتقال: منتقل کردن، جابه‌جا کردن
  • ناگوار: تلخ، بد، خوشایند نیست

هم‌خانواده

  • انتقال: منتقل، نقل، ناقل
  • موقع: موقعیت، مواقع، واقعه

کلمات متضاد

  • ناگوار ↔ خوشایند
  • ترس ↔ شجاعت

نکات املایی

  • شدّت
  • انتقال
  • مزار
  • سرنوشت‌ساز
  • ترس
  • تردید
  • نجات
  • به‌موقع
  • اتّفاقات
  • ناگوار

درک مطلب

۱. منظور از جمله‌ی «دریاقلی همچون دریایی خروشان بود» چیست؟
منظور این است که دریاقلی در آن لحظات پر از شور، هیجان و اراده بود. همان‌طور که دریا وقتی طوفانی و خروشان می‌شود هیچ مانعی جلودارش نیست و با قدرت پیش می‌رود، دریاقلی هم با تمام توان و بدون ترس از دشمن و خمپاره‌ها، فقط به سمت هدفش (نجات شهر) حرکت می‌کرد.

۲. از نظر نویسنده، «دریاقلی سورانی» چگونه مردی بود؟ عبارتی از متن بیان کنید که این نظر را نشان دهد.
از نظر نویسنده، او مردی دلاور، فداکار، هوشیار و شجاع بود که توانست سرنوشت جنگ را تغییر دهد. عبارت متن: «شهید دریاقلی سورانی یکی از دلاورمردان دوران دفاع مقدس بود که در نخستین ماه‌های جنگ تحمیلی با فداکاری شگفت‌انگیز خود، مانع سقوط شهر آبادان شد.»

۳. به نظر شما چه شباهتی میان کار «آرش» با «دریاقلی» وجود دارد؟
هر دو قهرمانانی بودند که برای حفظ تمامیت ارضی و نجات مرزهای ایران، جان خود را فدا کردند. آرش تمام جانش را در تیر گذاشت تا مرز ایران حفظ شود و دریاقلی تمام توانش را در رکاب زدن گذاشت تا دشمن وارد خاک ایران (آبادان) نشود. هر دو نماد ایثار جان برای میهن هستند.

۴. اخم کردن دریاقلی در تصویر و خم شدن او هنگام دوچرخه‌سواری، نشانگر چیست؟
این حالت چهره و بدن نشان‌دهنده‌ی جدیت، عزم راسخ، اراده‌ی قوی و نهایتِ تلاش اوست. خم شدن او روی دوچرخه نشان می‌دهد که او دارد با آخرین حدِ توان و سرعت ممکن رکاب می‌زند و بار سنگینِ مسئولیت نجات یک شهر را بر دوش خود حس می‌کند.

دانش زبانی (نشانه‌های نگارشی)

نشانه‌های نگارشی، علامت‌هایی هستند که در نوشتن به کار می‌روند تا خواندن متن را آسان‌تر کنند و به ما کمک کنند معنی و مفهوم جملات را بهتر و دقیق‌تر متوجه شویم.

  • نقطه (.): نشان‌دهنده‌ی توقف کامل است؛ یعنی جمله تمام شده و باید مکث کنیم. جای آن همیشه پایان جمله‌های خبری و امری است.
  • ویرگول یا درنگ‌نما (،): نشانه‌ی یک مکث یا درنگِ کوتاه است؛ برای فاصله انداختن بین بخش‌های یک جمله یا جدا کردن چند کلمه از هم به کار می‌رود.
  • دو نقطه (:): معمولاً در سه جا به کار می‌رود: پیش از نقل‌قول مستقیم، برای توضیح دادن چیزی، و برای شمردن اجزای یک مجموعه.
  • علامت سؤال (؟): جای آن پایان جمله‌های پرسشی است؛ گاهی هم برای نشان دادن شک و تردید یا تمسخر (معمولاً داخل پرانتز) به کار می‌رود.
  • نشانه‌ی بیان عاطفه یا تعجب (!): پایان جملاتی می‌آید که بار احساسی دارند؛ یعنی نشان‌دهنده‌ی تعجب، شادی، غم، آرزو، دعا، تأکید یا امر با صدای بلند هستند.

کارگاه درس‌پژوهی

  • ۱. داستانی درباره‌ی عشق به میهن بیابید، در کلاس بخوانید و درباره‌ی عناصر و ویژگی‌های آن گفت‌وگو کنید.
  • ۲. درباره‌ی بازدید مجازی از یادمان‌ها و موزه‌ی دفاع مقدس تحقیق کنید. (می‌توانید با مراجعه به سایت‌های اینترنتی مربوط به «باغ موزه دفاع مقدس» یا «یادمان‌های راهیان نور»، بخش‌های مختلف مناطق جنگی را به‌صورت عکس‌های ۳۶۰ درجه یا تور مجازی مشاهده کنید و گزارش دهید.)

دانلود خلاصه‌ی درس

فایل PDF خلاصه‌ی درس دریاقلی فارسی ششم را می‌توانید از لینک زیر دانلود کنید. جزوه‌ی کامل کل کتاب (معنی، آرایه‌های ادبی و نکات همه‌ی درس‌ها) هم در فروشگاه موجود است.

به نظر شما چه چیزی باعث شد دریاقلی آن شب تا این حد شجاعانه عمل کند؟ نظرتان را در بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید!

3.5 2 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
30 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
ششمی
4 ماه قبل

عالی نبود فوق العاده بود

عالی

ششمی
4 ماه قبل

عالی نبود فوق العاده بود

جدیت
4 ماه قبل

عالی

پریناز
9 ماه قبل

این برنامه خیلی عالی هست من از این برنامه خیلی خیلی راضی هستم همیشه میگم خدا کسی رو که این برنامه رو ساخته حفظ کنه برنامه خیلی خوبی هست من از اون موقع که نصب کردم راضی هستم کاشکی زود تر نصب میکردم

نیلوفر
9 ماه قبل

عالی بود💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖

....
2 سال قبل

خیلی خوب بود عالی

پرفسور
2 سال قبل

عالیی
پرفسور .
شاگرد سال ۱۴۰۲ همیار ارشد کلاس ششم 2

روژین
2 سال قبل

عالی بود ممنون از سایت خوبتون

مهسا
2 سال قبل

مرسی خانم دوستی
سایت شما کمک بزرگی به ما کرد

🥰😇
2 سال قبل

سلام ممنونم عالی بود اگه میتونید کلمات سخت هم بزارید 😊😊🥰

MANA
2 سال قبل

عالی

کاربران ناشناس
2 سال قبل

ممنون بابت معنی مخالفات درس ها

30
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x