معنی حکایت درخت علم فارسی ششم
در این صفحه حکایت درخت علم فارسی ششم را میخوانیم و برای متن حکایت واژگان کلیدی، همخانواده، متضاد و نکات املایی و برای هر بیت شعر معنی، واژگان، همخانواده، متضاد و آرایههای ادبی را مرور میکنیم؛ در پایان هم پاسخ پرسش «خوانش و فهم» آمده است.
واژگان کلیدی
- حاکم: فرمانروا
- روانه کردن: فرستادن
- تمسخر: ریشخند، مسخره کردن
- تعجّب: شگفتی
- ناامید: مأیوس، بیامید
- بار سفر بستن: آمادهی سفر شدن
همخانواده
- حاکم: حکومت، حکم، محکوم
- تعجّب: عجیب، عجایب، اعجاب
- ناامید: امید، امیدوار، ناامیدی
- دانشمند: دانش، دانا
کلمات متضاد
- پیر ↔ جوان
- ناامید ↔ امیدوار
- نزدیک ↔ دور
- بازگشت ↔ رفتن
نکات املایی
- حاکم
- تمسخر
- تعجّب
- هندوستان
- جستوجو
- ناامید
- بازگشت
- دانشمند
- شگفتی
معنی
دانشمند خندید و به او گفت: ای سادهدل و پاکدل، ای دانا! این درختی که میگویی، همان درخت علم است.
واژگان کلیدی
- شیخ: پیر، بزرگ و دانشمند
- سلیم: سادهدل، پاکدل
- علیم: دانا
همخانواده
- علم: علیم، عالم، معلوم، تعلیم، معلّم
کلمات متضاد
- علم ↔ جهل
- علیم ↔ جاهل
آرایههای ادبی
- قافیهسلیم / علیم
- تشبیه«درخت علم» اضافهی تشبیهی است؛ علم به درخت مانند شده است.
معنی
ای بیخبر! تو فقط دنبال ظاهر رفتهای؛ به همین سبب از شاخهی معنا و حقیقت، بیمیوه و بیبهره ماندهای.
واژگان کلیدی
- صورت: ظاهر، شکل بیرونی
- معنی: حقیقت و درون هر چیز
- بیخبر: ناآگاه
- بار و بر: میوه و ثمر
همخانواده
- خبر: اخبار، خبیر، مخبر
- معنی: معانی، معنوی
- صورت: تصویر، مصوّر
کلمات متضاد
- صورت ↔ معنی
- بیخبر ↔ آگاه
آرایههای ادبی
- قافیهخبر / بر
- تضادصورت و معنی
- تشبیه«شاخ معنی» اضافهی تشبیهی است؛ معنی به درخت مانند شده است.
- مراعات نظیرشاخ، بار، بر
- کنایه«بیبار و بر» کنایه از بیبهره و بینتیجه بودن است.
معنی
علم گاهی «درخت» نامیده شد، گاهی «آفتاب»، گاهی «دریا» و گاهی «ابر».
واژگان کلیدی
- گه / گاه / گاهی: گاهی اوقات
- بحر: دریا
- سحاب: ابر
همخانواده
- بحر: بحار، بحری
آرایههای ادبی
- قافیهآفتاب / سحاب
- تشبیهعلم به درخت، آفتاب، دریا و ابر مانند شده است.
- مراعات نظیردرخت، آفتاب، بحر، سحاب
- تکرار«گه / گاه / گاهی»
معنی
آن یگانه (علم) که صدها هزار نشانه و اثر از آن پدید میآید، کمترین اثرش زندگی جاودان است.
واژگان کلیدی
- آثار: جمع اثر؛ نشانهها و دستاوردها
- خاست: برخاست، پدید آمد
- بقا: ماندگاری، جاودانگی
- عمر بقا: زندگی جاودان
همخانواده
- اثر: آثار، تأثیر، مؤثر، متأثّر
- بقا: باقی، ابقا
کلمات متضاد
- بقا ↔ فنا
- کمترین ↔ بیشترین
نکات املایی
- سلیم
- علیم
- صورت
- سحاب
- بحر
- آثار
- بقا
- خاست (با «خواست» فرق دارد)
آرایههای ادبی
- قافیهخاست / بقاست
- اغراق«صد هزار آثار»
- تکرار«آثار»
خوانش و فهم
۱. در این شعر، علم به چه چیزهایی مانند شده است؟
علم به درخت، آفتاب، دریا (بحر) و ابر (سحاب) مانند شده است.
دانلود خلاصهی درس
فایل PDF خلاصهی حکایت درخت علم فارسی ششم را میتوانید از لینک زیر دانلود کنید. جزوهی کامل کل کتاب و محتوای آمادهی همهی دروس ششم هم در فروشگاه موجود است.


به نظر شما چرا حاکم و فرستادهاش درخت علم را در هندوستان نیافتند؟ نظرتان را در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید!