مجموعه آموزشی عینکی

عینکی

دیدتان را به یادگیری متحول کنید.
0

فارسی ششم : حکایت عمر گران‌مایه

تصویر حکایت عمر گرانمایه فارسی ششم با متن و محتوای آموزشی درس

شهربانو دوستی

درباره نویسنده
شهربانو دوستی هستم، مدیر و موسس وب سایت عینکی دبیر آموزش و پرورش و علاقه مند به سئو

معنی حکایت عمر گران‌مایه فارسی ششم

در این صفحه حکایت عمر گران‌مایه فارسی ششم از گلستان سعدی را می‌خوانیم و برای متن حکایت واژگان کلیدی، هم‌خانواده، متضاد، نکات املایی و آرایه‌های ادبی و برای هر بیت شعر معنی، واژگان، هم‌خانواده، متضاد و آرایه‌های ادبی را مرور می‌کنیم.

دو برادر، یکی خدمت سلطان کردی و دیگری به زورِ بازو، نان خوردی.

باری، توانگر گفت درویش را که: چرا خدمت نکنی تا از مَشَقّتِ کارکردن برَهی؟

گفت: تو چرا کار نکنی تا از مَذلّتِ خدمت، رهایی یابی که خردمندان گفته‌اند: نانِ خود خوردن و نشستن به که کمر زرّین بستن و به خدمت ایستادن.

واژگان کلیدی

  • سلطان: پادشاه
  • کردی، خوردی: می‌کرد، می‌خورد (ماضی استمراری)
  • توانگر: ثروتمند
  • درویش: فقیر، تنگدست
  • مشقّت: رنج و سختی
  • مذلّت: خواری
  • برَهی: رها شوی، نجات یابی
  • خردمندان: دانایان، عاقلان
  • کمر زرّین: کمربند طلایی (نشانه‌ی مقام درباریان)

هم‌خانواده

  • سلطان: سلطنت، مسلّط
  • خدمت: خادم، مخدوم، خدمتگزار
  • توانگر: توان، توانا، ناتوان
  • مذلّت: ذلّت، ذلیل
  • خردمند: خرد، خردمندی
  • رها: رهایی

کلمات متضاد

  • توانگر ↔ درویش
  • مشقّت ↔ آسایش
  • مذلّت ↔ عزّت
  • نشستن ↔ ایستادن
  • رهایی ↔ گرفتاری

نکات املایی

  • سلطان
  • توانگر
  • درویش
  • مشقّت
  • مذلّت
  • خردمندان
  • زرّین
  • خدمت

آرایه‌های ادبی

  • کنایه«به زور بازو نان خوردن» کنایه از با کار و تلاش خود روزی به دست آوردن است.
  • تضادتوانگر و درویش؛ نشستن و ایستادن
به دست آهنِ تفته کردن خمیر ✵ به از دست بر سینه، پیش امیر

معنی

با دست، آهنِ گداخته را نرم و شکل‌پذیر کردن (کار سخت آهنگری) بهتر است از اینکه دست به سینه (به نشانه‌ی ادب و فروتنی) در برابر امیر بایستی.

واژگان کلیدی

  • آهنِ تفته: آهن گداخته و سرخ‌شده
  • دست بر سینه: دست‌به‌سینه، در حالت ادب و فروتنی
  • امیر: فرمانروا، حاکم

هم‌خانواده

  • امیر: امارت، امرا

آرایه‌های ادبی

  • قافیهخمیر / امیر
  • کنایه«آهنِ تفته خمیر کردن» کنایه از انجام کار سخت و طاقت‌فرسا؛ «دست بر سینه ایستادن» کنایه از خدمتگزاری و فروتنی در برابر دیگران
عمرِ گران‌مایه در این صرف شد ✵ تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا

معنی

عمر ارزشمند و گران‌بهای من در این فکر گذشت که تابستان چه بخورم و زمستان چه بپوشم.

واژگان کلیدی

  • گران‌مایه: ارزشمند، باارزش
  • صرف شد: خرج شد، گذشت
  • صیف: تابستان
  • شتا: زمستان

هم‌خانواده

  • صرف: مصرف، مصرف‌کننده
  • صیف: صیفی (صیفی‌جات)

کلمات متضاد

  • صیف ↔ شتا

آرایه‌های ادبی

  • تضادصیف و شتا
  • تکرار«چه»
ای شکمِ خیره به نانی بساز ✵ تا نکنی پشت به خدمت، دو تا

معنی

ای شکمِ سرکش و ناسازگار، به نانی (ساده) قناعت کن تا مجبور نشوی برای خدمت کردن به دیگران، پشتت را خم کنی.

واژگان کلیدی

  • خیره: سرکش، گستاخ
  • بساز: قناعت کن، بسنده کن
  • پشت دو تا کردن: خم شدن و تعظیم کردن

هم‌خانواده

  • خدمت: خادم، مخدوم، خدمتگزار

نکات املایی

  • تفته
  • خمیر
  • امیر
  • گران‌مایه
  • صرف
  • صیف
  • شتا
  • خیره

آرایه‌های ادبی

  • قافیهشتا / دو تا
  • تشخیصشکم مخاطب قرار گرفته و مانند انسان با او سخن گفته شده است.
  • کنایه«پشت دو تا کردن» کنایه از تعظیم کردن و خواری؛ «بساز» کنایه از قناعت کردن

دانلود خلاصه‌ی درس

فایل PDF خلاصه‌ی حکایت عمر گران‌مایه فارسی ششم را می‌توانید از لینک زیر دانلود کنید. جزوه‌ی کامل کل کتاب و محتوای آماده‌ی همه‌ی دروس ششم هم در فروشگاه موجود است.

به نظر شما کدام برادر درست می‌گفت: آن که خدمت سلطان می‌کرد یا آن که با زور بازو نان می‌خورد؟ نظرتان را در بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید!

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x