مجموعه آموزشی عینکی

عینکی

دیدتان را به یادگیری متحول کنید.
0

معنی درس رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس فارسی ششم | زندگی‌نامه‌ی دهخدا

خانه » سوالات درس به درس » سوالات درس به درس ششم » سوالات درس فارسی ششم » معنی درس رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس فارسی ششم | زندگی‌نامه‌ی دهخدا
تصویر آموزشی نکات درس نهم فارسی ششم با نمایش موش عینکی و عنوان نکات مهم درس برای مرور و یادگیری دانش‌آموزان.

شهربانو دوستی

درباره نویسنده
شهربانو دوستی هستم، مدیر و موسس وب سایت عینکی دبیر آموزش و پرورش و علاقه مند به سئو

معنی درس رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس فارسی ششم

در این صفحه معنی درس رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس فارسی ششم (زندگی‌نامه‌ی علّامه دهخدا و غزل حافظ) را پاراگراف‌به‌پاراگراف می‌خوانیم و برای هر بخش واژگان کلیدی، هم‌خانواده، متضاد، نکات املایی و آرایه‌های ادبی را مرور می‌کنیم؛ در پایان هم درک مطلب و واژه‌آموزی درس آمده است.

علی‌اکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ هجری شمسی در تهران به دنیا آمد. او خود را این‌گونه معرّفی می‌کند: «پدر من خان‌باباخان است که سپاهی بوده و از او شمشیرها و چند عدد نیزه و خنجر و پیراهنی که آیات قرآنی در پشت و روی آن نوشته شده، بر جای مانده است. پدر من، دار و ندار خود را در قزوین فروخت و به تهران آمد. من در نُه سالگی، پدرم را از دست دادم و مادرم تربیت مرا به عهده گرفت. من، علوم قدیم را از استادان مختلف فراگرفتم. معلّمین من شیخ غلامحسین بروجردی و شیخ هادی نجم‌آبادی بودند و من هرچه دارم بر اثر تعلیم این دو بزرگ‌مرد است.» دهخدا در همان زمان به فراگرفتن زبان فرانسوی پرداخت و معلومات خویش را تکمیل کرد.

واژگان کلیدی

  • هجری شمسی: سالی که بر مبنای گردش زمین به دور خورشید محاسبه شده باشد
  • دار و ندار: همه‌ی دارایی، مال و ثروت
  • علوم قدیم: دانش‌های سنتی مثل فقه، اصول، ادبیات عرب و…
  • فراگرفتم: یاد گرفتم
  • تعلیم: یاد دادن، آموزش
  • معلومات: مجموعه دانش‌ها و آگاهی‌ها
  • تکمیل: کامل کردن

هم‌خانواده

  • تعلیم: علوم، معلّم، علم
  • تکمیل: کامل، کمال، مکمل

کلمات متضاد

  • قدیم ↔ جدید
  • دارا ↔ ندار

نکات املایی

  • علی‌اکبر
  • دهخدا
  • معرّفی
  • خان‌باباخان
  • سپاهی
  • نیزه
  • خنجر
  • آیات
  • عهده
  • علوم قدیم
  • معلّمین
  • شیخ غلامحسین بروجردی
  • شیخ هادی نجم‌آبادی
  • تعلیم
  • معلومات
  • تکمیل
لغتنامه، مفصّل‌ترین کتاب لغت در زبان فارسی است. دهخدا برای تألیف این کتاب، نزدیک چهل سال کوشش کرد و در این مدّت، حدود صد نفر با وی همکاری داشته‌اند.

واژگان کلیدی

  • مفصّل‌ترین: گسترده‌ترین، مشروح‌ترین، با جزئیات‌ترین

هم‌خانواده

  • فصل: مفصّل، فصول، فاصله
  • تعداد: عدد، تعدد، متعدد، اعداد
  • تألیف: مؤلف، تألیفات

نکات املایی

  • لغتنامه
  • مفصّل‌ترین
  • تألیف
  • همکاری
لغتنامه، مهم‌ترین و اساسی‌ترین اثر دهخدا است و بیشتر شهرت دهخدا به خاطر همین اثر اوست. بنا به باور بسیاری، چنین کار بزرگ و عظیمی را برای زبان فارسی به غیر از دهخدا، تنها فردوسی انجام داده بود. امروز در ایران به هر کتابخانه‌ای که برویم از تعداد مراجعه‌کنندگانی که در جست‌وجوی لغتنامه‌ی دهخدا هستند، می‌توانیم ارزش و اهمیّت این کتاب را درک کنیم.

واژگان کلیدی

  • اساسی: مهم، پایه‌ای
  • مراجعه‌کنندگان: کسانی که به جایی یا چیزی رجوع می‌کنند (برمی‌گردند) برای کاری
  • عظیمی: بزرگی

هم‌خانواده

  • شهرت: مشهور، مشاهیر، شهره
  • مراجعه: راجع، رجوع، مرتجع

نکات املایی

  • لغتنامه
  • اساسی‌ترین
  • شهرت
  • به‌خاطر
  • عظیمی
  • غیر
  • مراجعه
  • اهمیّت
تقریباً همه‌ی لغات فارسی و نام شهرها و روستاها و کلمات علمی و اشخاص بزرگ و حتّی لغات عربی را می‌توان در لغتنامه‌ی دهخدا یافت. در جلوی هر کلمه‌ای، معنا، موارد کاربرد، طرز تلفّظ صحیح، همراه با اشعار و اطّلاعات دیگر آمده است. لغتنامه‌ی دهخدا در واقع یک دایرهالمعارف است.

واژگان کلیدی

  • طرز: شیوه، روش
  • صحیح: درست
  • اطلاعات: خبرها، آگاهی‌ها، دانستنی‌ها
  • دایره المعارف: دانش‌نامه، کتابی شامل اطلاعاتی درباره‌ی علم، ادب، هنر و مانند آن‌ها

هم‌خانواده

  • اشخاص: شخص، شاخص، متشخّص
  • اطلاعات: مطّلع، اطلاع، اطلاعیه، مطالعه

نکات املایی

  • تقریباً
  • علمی
  • اشخاص
  • حتّی
  • طرز
  • تلفّظ
  • صحیح
  • اشعار
  • اطّلاعات
  • در واقع
  • دایره‌المعارف
دهخدا برای نوشتن این لغتنامه، شب و روز به مطالعه و جمع‌آوری اطّلاعات مشغول بود. آن‌طور که نوشته‌اند، وی چند میلیون یادداشت از روی متون معتبر استادان شعر و نثر فارسی و عربی، لغتنامه‌های چاپی و خطّی، کتاب‌های تاریخ و جغرافیا، طب، ریاضی و علوم دیگر فراهم آورده بود. به گفته‌ی خود او و نزدیکانش، هیچ روزی از کارِ تحقیق و یادداشت‌برداری برای لغتنامه، غفلت نکرد مگر دو روز به خاطر درگذشت مادرش و دو روز به خاطر بیماری سختی که دچار شد.

واژگان کلیدی

  • متون: جمع متن، نوشته‌ها
  • معتبر: با اهمیّت، قابل توجّه، قابل اعتماد
  • طب: پزشکی
  • درگذشت: فوت کرد، مرد

هم‌خانواده

  • علّامه: علوم، معلّم، علم
  • شعر: شاعر، شعور، مشاعره، اشعار
  • معتبر: اعتبار، اعتبارات

کلمات متضاد

  • غافل ↔ آگاه

نکات املایی

  • مطالعه
  • جمع‌آوری
  • مشغول
  • آن‌طور
  • متون
  • معتبر
  • نثر
  • خطّی
  • جغرافیا
  • طب
  • تحقیق
  • یادداشت‌برداری
  • غفلت
علّامه دهخدا در یکی از یادداشت‌های پراکنده‌اش برای لغتنامه، می‌نویسد: «همه‌ی لغات فارسی‌زبانان تاکنون در جایی جمع‌آوری نشده، هزاران لغت فارسی و غیر فارسی به‌کار می‌رود که تاکنون کسی آن‌ها را گرد نیاورده و اگر گرد آورده به چاپ نرسانیده است. ما بسیاری از این لغات را به‌تدریج از حافظه، نقل و سپس آن‌ها را الفبایی کرده‌ایم … و این کار بی هیچ تأخیر و درنگی، بیرون از بیماری چند روزه و دو روز رحلت مادرم رحمه‌الله‌علیها که این شغل تعطیل شد، ادامه یافت و می‌توانم گفت که بسیار شب‌ها نیز در خواب و در بیداری در این کار بودم. چه بارها که در شب از بستر برمی‌خاستم و چراغ روشن می‌کردم و چیز می‌نوشتم. مرا هیچ چیز جز مظلومیت مشرق در مقابل ظالمینِ ستمکارِ مغربی به تحمّل این رنج سنگین وا نداشت؛ چه برای نان، همه‌ی راه‌ها به روی من باز بود و نام را نیز چون جاودانی نمی‌دیدم، پایبند آن نبودم.»

واژگان کلیدی

  • نقل: بازگو کردن، بیان سخن
  • تأخیر: عقب انداختن، درنگ کردن
  • رحلت: از این دنیا رفتن، مُردن
  • رحمت الله علیها: رحمت خداوند بر او باد

هم‌خانواده

  • حافظه: حفظ، محفوظ، حفاظ، محافظت
  • رحلت: ارتحال، راحله، راحیل
  • تعطیل: معطّل، تعطیلات
  • مشرق: شرق، اشراق
  • جاودان: جاوید، جاودانه

کلمات متضاد

  • مشرق ↔ مغرب

نکات املایی

  • علّامه
  • پراکنده‌اش
  • غیر
  • حافظه
  • نقل
  • تأخیر
  • رحلت
  • رحمه‌الله‌علیها
  • شغل
  • تعطیل
  • برمی‌خاستم
  • چراغ
  • مظلومیت
  • مقابل ظالمین
  • مغرب
در میان دانشمندان معاصر ایران، باید علّامه دهخدا را بزرگ‌مرد فرهنگ ایران دانست. او سرشار از عشق به فرهنگ وطن بود و نامی بلند در میان دانشمندان ایرانی داشت و آثار با ارزشی از خود به یادگار گذاشته است. غروب روز دوشنبه ۷ اسفند ماه ۱۳۳۴ شمسی بود. رنج و زحمتِ سال‌ها مطالعه، تحقیق و جست‌وجو و سرانجام، بیماری، دهخدا را از پای در آورده بود. هزاران جلد کتاب، که در مدّت چهل و هشت سال با او سخن‌ها گفته بودند، اینک همه خاموش نشسته و استاد پیر را تماشا می‌کردند.

واژگان کلیدی

  • معاصر: هم‌دوره‌ی ما
  • سرشار: پُر
  • از پای در آورده بود: به کنایه او را نابود کرد، ناتوان کرد

هم‌خانواده

  • لحظه: لحظات، لحاظ
  • نذر: نذری، نذورات

نکات املایی

  • معاصر
  • غروب
  • زحمت
  • مطالعه

آرایه‌های ادبی

  • تشخیصکتاب‌ها خاموش نشسته و تماشا می‌کردند (جان‌بخشی به کتاب‌ها).
  • کنایهاز پای درآوردن کنایه از ناتوان کردن و کشتن است.
در این هنگام، دو شاگرد، همکار صمیمی و مهربانش، محمّد معین و سیّدجعفر شهیدی به دیدار وی آمدند. لحظاتی چند با سکوت، سپری شد. استاد پیر، هر چند لحظه یک بار به حالت سستی و ضعف در می‌آمد و چشمانش را فرو می‌بست و باز به حال عادی بر می‌گشت. در یکی از این لحظات، دهخدا سکوت را شکست و گفت: «که مپرس.» باز برای چند لحظه، همه ساکت شدند و دهخدا بار دیگر گفت: «که مپرس.»

واژگان کلیدی

  • صمیمی: هم‌دل بودن، مهربان بودن

کلمات متضاد

  • سستی ↔ نیرومندی

نکات املایی

  • صمیمی
  • محمّد معین
  • سیّد جعفر شهیدی
  • لحظاتی
  • لحظه
  • سستی
  • ضعف
  • حال عادی
  • هنگام
در این هنگام، محمّد معین پرسید: «منظورتان شعر حافظ است؟» دهخدا جواب داد: «بله» معین گفت: «استاد، می‌خواهید برایتان بخوانم؟» دهخدا گفت: «بله» آنگاه، معین، دیوان حافظ را برداشت و چنین خواند:

واژگان کلیدی

  • دیوان: مجموعه‌ی شعرهای یک شاعر که در یک کتاب چاپ شده است

نکات املایی

  • دیوان حافظ
درد عشقی کشیده‌ام که مپرس✵زهر هجری چشیده‌ام که مپرس

معنی

من درد عشقی را کشیده‌ام که نپرس چقدر سخت بوده؛ تلخی و رنج دوری از معشوق را چشیده‌ام که نپرس.

واژگان کلیدی

  • زهر: سم، تلخی آزار
  • هجر: دوری، جدایی

هم‌خانواده

  • هجر: هجران، مهاجر، هجرت

نکات املایی

  • زهر ِهجری

آرایه‌های ادبی

  • تشبیههجر و دوری به زهر تشبیه شده است (زهرِ هجر)؛ یعنی دوری مثل زهر تلخ و کشنده است.
  • تکرارتکرار عبارت «که مپرس» در پایان مصراع‌ها (ردیف) برای تأکید بر غیرقابل‌وصف بودنِ درد.
گشته‌ام در جهان و آخر کار✵دلبری برگزیده‌ام که مپرس

معنی

در سراسر جهان گشته‌ام و سرانجام دلبری را برگزیده‌ام که نپرس (چقدر خاص و گران‌بها بوده).

واژگان کلیدی

  • برگزیده: انتخاب کرده

نکات املایی

  • برگزیده‌ام
بی تو در کلبه‌ی گدایی خویش✵رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس

معنی

بی تو، در خانه‌ی کوچک و ساده‌ی خودم، رنج‌های زیادی کشیده‌ام که نپرس.

واژگان کلیدی

  • کلبه: خانه‌ی کوچک

آرایه‌های ادبی

  • تشبیهکلبه‌ی گدایی: شاعر زندگی خود را به کلبه‌ای حقیر و پست مانند گدایان تشبیه کرده تا فروتنی خود را نشان دهد.
همچو حافظ، غریب در ره عشق✵به مقامی رسیده‌ام که مپرس

معنی

مانند حافظ، که در راه عشق غریب و بی‌کس بود، من هم به مقام و جایگاهی رسیده‌ام که نپرس، آن‌قدر والا و وصف‌ناشدنی است.

واژگان کلیدی

  • غریب: ناآشنا، بیگانه
  • مقام: جایگاه، مرتبه

هم‌خانواده

  • غریب: غرب، غریبانه، غروب، مغرب

نکات املایی

  • غریب
  • مقام

آرایه‌های ادبی

  • تشبیهخود را به حافظ تشبیه کرده است (همچو حافظ)؛ وجه شباهت، غریب بودن در راه عشق است.
اندکی پس از آن، دهخدا بیهوش شد و روز بعد به دیدار پروردگارش رفت. آرامگاه او در شهر ری (ابن‌بابویه) قرار دارد.

نکات املایی

  • بیهوش
  • آرامگاه
  • ابن‌بابویه

آرایه‌های ادبی

  • کنایهبه دیدار پروردگار رفتن، کنایه از مُردن و فوت کردن است.

درک مطلب

۱. ارزش و عظمت لغت‌نامه‌ی دهخدا را با چه کتابی برابر نهاده‌اند؟ چرا؟
با شاهنامه‌ی فردوسی؛ زیرا همان‌طور که فردوسی با سرودن شاهنامه زبان فارسی را از نابودی نجات داد و زنده کرد، دهخدا نیز با تألیف لغت‌نامه، تمام کلمات و فرهنگ زبان فارسی را ثبت و ضبط کرد و مانع از فراموشی آن‌ها شد. هر دو اثر، ستون‌های اصلی زبان فارسی هستند.

۲. در لغت‌نامه‌ی دهخدا در جلوی هر کلمه، چه اطلاعاتی آمده است؟
در جلوی هر کلمه، معنای دقیق، موارد کاربرد، طرز تلفظ صحیح و همچنین اشعار و اطلاعات دیگری (مثل شواهد از متون ادبی) درباره‌ی آن کلمه آمده است.

۳. دیدگاه نویسنده نسبت به دهخدا چیست؟ عبارتی از متن بیان کنید که این نظر را نشان دهد.
نویسنده دهخدا را انسانی بزرگ، عاشق وطن، پرتلاش و «بزرگ‌مرد فرهنگ ایران» می‌داند. عبارت متن: «در میان دانشمندان معاصر ایران، باید علّامه دهخدا را بزرگ‌مرد فرهنگ ایران دانست. او سرشار از عشق به فرهنگ وطن بود…»

۴. فکر می‌کنید مصرع‌های «درد عشقی کشیده‌ام که مپرس» و «رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس» به ترتیب به کدام دغدغه‌ی دهخدا و کارهای او اشاره دارد؟
«درد عشقی کشیده‌ام…» اشاره به عشق عمیق او به وطن، زبان فارسی و فرهنگ ایران دارد که انگیزه‌ی اصلی او بود. «رنج‌هایی کشیده‌ام…» اشاره به زحمات طاقت‌فرسا و ۴۰ سال تلاش شبانه‌روزی او برای جمع‌آوری و نوشتن لغت‌نامه در شرایط سخت دارد.

واژه‌آموزی (ساخت واژه با «نامه»)

یکی از راه‌های واژه‌سازی در فارسی، اضافه کردن پسوند «نامه» به پایان برخی کلمات است. «نامه» معمولاً به معنی نوشته، مکتوب یا کتاب است.

  • روز + نامه = روزنامه: نوشته‌ای که هر روز منتشر می‌شود و اخبار روز را دارد.
  • کار + نامه = کارنامه: برگه‌ای که نتیجه‌ی کار و تلاش (نمرات) در آن نوشته شده است.
  • دعوت + نامه = دعوت‌نامه: نامه‌ای که برای دعوت کردن کسی به جایی فرستاده می‌شود.
  • زیارت + نامه = زیارت‌نامه: نوشته یا کتابی که آداب و متن‌های مخصوص زیارت در آن آمده است.
  • مثال‌های دیگر: کتاب‌نامه، سفرنامه، زندگی‌نامه، قول‌نامه

دانلود خلاصه‌ی درس

فایل PDF خلاصه‌ی درس رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس فارسی ششم را می‌توانید از لینک زیر دانلود کنید. جزوه‌ی کامل کل کتاب (معنی، آرایه‌های ادبی و نکات همه‌ی درس‌ها) هم در فروشگاه موجود است.

به نظر شما چه چیزی باعث شد دهخدا تا این اندازه برای لغت‌نامه تلاش کند؟ نظرتان را در بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید!

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
14 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Yasami
8 ماه قبل

خیلی‌ عالی بود من راضی هستم

شیشمی
8 ماه قبل

دمتون گرمم

فاطمه
8 ماه قبل

خیلی قشنگ و محتوای کاملی داره
هم کانالتون که داخل شاد هست من دنبال می کنم
و تازه با شما آشنا شدم ار موقعی که خانم معلممون سوالات رو از کانال شما به داخل گروه می فرستاد و من هم اسم کانالتونو از همون جا خانممون گفت و رفتم توش که تمریناتی با شما بگذرونم 🙃☺️

صوفیا موسوی
2 سال قبل

خیلی ممنون

صوفیا موسوی
2 سال قبل

عالی بود مرسی از شما

حسین
2 سال قبل

عالی فقط بسیار عالی

14
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x