معنی درس دوستی و مشاوره فارسی ششم
در این صفحه درس دوازدهم فارسی ششم یعنی «دوستی» (از قابوسنامهی عنصرالمعالی کیکاووس) و «مشاوره» (از سیاستنامهی خواجه نظامالملک طوسی) را بخشبهبخش میخوانیم. چون نثر این درس کهن است، برای هر بخش معنی امروزی، واژگان کلیدی، همخانواده، متضاد، نکات املایی و نکات زبانی و ادبی را مرور میکنیم؛ در پایان هم پاسخ درک مطلب و نکتهی واژهآموزی آمده است.
گفت: برادر نیز، دوست به.
معنی
ای پسر، بدان که مردم تا زندهاند از داشتن دوست ناچارند (بینیاز از دوست نیستند)؛ زیرا اگر انسان برادر نداشته باشد بهتر از این است که دوست نداشته باشد. چون از دانایی پرسیدند که دوست بهتر است یا برادر؟ او پاسخ داد: برادر هم (خوب است)، اما دوست بهتر است.
واژگان کلیدی
- بدان: بدان که، آگاه باش
- ناگزیر: ناچار، گریزناپذیر
- حکیم: دانا، فرزانه
- به: بهتر
همخانواده
- حکیم: حکمت، حکما، حکیمانه
- دوست: دوستی، دوستان، دوستانه
کلمات متضاد
- دوست ↔ دشمن
- زنده ↔ مرده
نکات املایی
- ناگزیر
- حکیم
- برادر
- مردمان
نکات زبانی
- در «به که بیدوست» و «دوست به»، واژهی «به» یعنی «بهتر» است.
- «حکیمی را پرسیدند» یعنی «از حکیمی پرسیدند»؛ در متنهای کهن «را» گاهی بهجای «از» میآید.
- «از آنکه» یعنی «زیرا، چون».
معنی
پس دربارهی کار دوستانت فکر کن و دوستی آنان را با جوانمردی و نیکی تازه نگه دار؛ و وقتی دوست جدیدی پیدا کردی، دوستان قدیمی را رها نکن. دوست پیدا کن و دوستان قدیمی را سر جایشان نگه دار تا همیشه دوستان زیادی داشته باشی.
واژگان کلیدی
- مردمی: انسانیت، جوانمردی
- احسان: نیکی کردن
- تازهدار: تازه نگه دار
- کهن: قدیمی
- همی: در متنهای قدیمی همراه فعل میآمد؛ «همی طلب» یعنی «بطلب» و «همی دار» یعنی «بدار»
همخانواده
- احسان: محسن، حَسَن، حسنه
- اندیشه: اندیشیدن، اندیشمند
کلمات متضاد
- نو ↔ کهن
- تازه ↔ کهنه
- بسیار ↔ اندک
نکات املایی
- اندیشه
- احسان
- مردمی
- همی
آرایهها و نکات ادبی
- کنایه«پشت بر دوستان کهن مکن» کنایه از رها کردن و بیتوجهی به دوستان قدیمی است.
معنی
و نیز با کسانی که با تو در مسیر دوستی قدم برمیدارند ولی دوستیشان کامل نیست («نیمدوست»اند)، خوبی و سازگاری کن و در هر خوشی و ناخوشی به آنان مهربان باش تا وقتی از تو جوانمردی دیدند، دوستانی یکدل شوند.
واژگان کلیدی
- نیمدوست: کسی که دوستیاش کامل و صمیمی نیست
- مُشفق: مهربان
- یکدل: همدل، صمیمی
- نیک و بد: خوشی و ناخوشی، هر شرایطی
همخانواده
- مُشفق: شفقت، شفیق، اِشفاق
- سازگاری: ساختن، سازگار، ساز
کلمات متضاد
- نیک ↔ بد
- یکدل ↔ دودل
نکات املایی
- مُشفق
- سازگاری
- یکدل
- نیمدوست
نکات زبانی
- «تا» در این جمله یعنی «برای اینکه» و «چون» یعنی «وقتی که».
معنی
مشورت کردن در کارها نشانهی رأی استوار، عقل کامل و آیندهنگری انسان است؛ زیرا هر کس دانشی دارد و هر کسی چیزی میداند؛ یکی بیشتر و یکی کمتر. یکی دانشی دارد ولی هرگز آن را در کار بهکار نگرفته و نیازموده است، و دیگری همان دانش را دارد و آن را بهکار بسته و آزموده است.
واژگان کلیدی
- مشاورت: مشورت کردن، نظر خواستن
- قویرایی: داشتن رأی و نظر محکم
- پیشبینی: آیندهنگری
- چه: زیرا
- کار بستن: بهکار گرفتن، عمل کردن
- نیازموده: آزمایشنشده
همخانواده
- مشاوره: مشورت، شورا، مشاور، تشاور
- عقل: عاقل، عقلی، معقول
کلمات متضاد
- قوی ↔ ضعیف
- بیشتر ↔ کمتر
- آزموده ↔ نیازموده
نکات املایی
- مشاوره
- مشورت
- قویرایی
- پیشبینی
- نیازموده
نکات زبانی
- «چه» در این متن یعنی «زیرا».
- «کار بسته است» یعنی «بهکار گرفته است»؛ «نبسته است» شکل منفی آن است.
معنی
مثال این موضوع مانند کسی است که سفرهای زیادی کرده، دنیای بسیاری دیده، سختیها و آسانیهای روزگار را چشیده و در میان کارها بوده است؛ چنین کسی را نمیتوان با کسی که هرگز سفر نکرده و شهرها و سرزمینها را ندیده برابر دانست. به همین دلیل گفتهاند: باید با دانایان، سالخوردگان و جهاندیدگان مشورت کرد.
واژگان کلیدی
- مَثَل: مثال، مانند
- ولایت: شهر، سرزمین
- تدبیر: چارهاندیشی، مشورت و فکر کردن دربارهی کار
- پیر: سالخورده، باتجربه
- جهاندیده: باتجربه
همخانواده
- ولایت: والی، ولی، موالی
- تدبیر: تدابیر، مُدبِّر
- سفر: مسافر، سفرنامه
کلمات متضاد
- سرد ↔ گرم
- دانا ↔ نادان
- پیر ↔ جوان
نکات املایی
- مَثَل
- ولایت
- تدبیر
- جهاندیدگان
آرایهها و نکات ادبی
- کنایه«سرد و گرم چشیده» کنایه از باتجربه بودن و دیدن سختیها و خوشیهای روزگار است.
- کنایه«جهاندیده» نیز کنایه از باتجربه بودن است.
معنی
و نیز ممکن است کسی ذهن تیزتری داشته باشد و در کارها زودتر راهحل را ببیند، و دیگری کندفهم باشد؛ اما فکر و چارهاندیشی ده نفر مانند نیروی ده مرد قوی است.
واژگان کلیدی
- خاطر: ذهن، فکر
- کُندفهم: دیرفهم
- دهتنه: ده نفر
- زور: نیرو، قدرت
همخانواده
- خاطر: خاطره، مخاطب، تخاطر
- فهم: فهمیدن، فهیم، تفهیم
کلمات متضاد
- تیز ↔ کُند
- زود ↔ دیر
نکات املایی
- خاطر
- کُندفهم
- تدبیر
- زور
آرایهها و نکات ادبی
- تشبیه«تدبیر دهتنه» به «زور دهمرد» مانند شده است؛ ادات تشبیه: «چون»، وجه شبه: نیرومندی و کارآمدی.
- کنایه«خاطر تیز» کنایه از باهوش بودن است.
معنی
همهی مردم دنیا همنظرند که هیچ آفریدهای از پیامبر (ص) داناتر نبوده است. با وجود همهی این برتریها و معجزههایی که او داشت، خداوند (که بلندمرتبه است) به او فرمان میدهد: «در کارها با آنان مشورت کن.» ای محمد، هرگاه کاری انجام میدهی یا کار مهمی برایت پیش میآید، با یاران خودت مشورت کن.
واژگان کلیدی
- متّفق: همنظر، همرأی
- فضیلت: برتری، ارزش
- معجزات: جمع معجزه؛ کارهای خارقالعادهی پیامبران
- مُهم: کار مهم و اساسی
- تعالی: بلندمرتبه و برتر
همخانواده
- متّفق: اتفاق، توافق، موافق
- فضیلت: فاضل، افضل، فضل
- معجزات: معجزه، اعجاز، عاجز
کلمات متضاد
- دانا ↔ نادان
- متّفق ↔ مخالف
نکات املایی
- متّفق
- فضیلت
- معجزات
- مُهم
- یاران
نکات زبانی
- «او را بُود» یعنی «او داشت»؛ در نثر کهن «را» گاهی برای نشان دادن مالکیت میآید.
- عبارت «وَ شاوِرهُم فی الاَمر» بخشی از آیهی ۱۵۹ سورهی آلعمران است و مشورت با دیگران را سفارش میکند.
معنی
مشورت نکردن در کارها نشانهی ضعف و سستی رأی است و هیچ کاری بدون مشورت، خوب انجام نمیشود.
واژگان کلیدی
- ضعیفرایی: سستنظری، ناتوانی در داشتن رأی محکم
- شغل: کار
- نیکو نیاید: خوب انجام نشود
همخانواده
- ضعیف: ضعف، ضعفا، تضعیف
- شغل: مشغول، اشتغال، شاغل
کلمات متضاد
- ضعیف ↔ قوی
- نیکو ↔ بد
نکات املایی
- ضعیفرایی
- شغل
- بیمشورت
- نیکو
درک مطلب
۱. به عقیدهی عنصرالمعالی، وظیفهی ما نسبت به دوستان قدیمی چیست؟ عبارتی از متن بیان کنید که این نظر را نشان دهد.
وظیفهی ما این است که وقتی دوست تازه پیدا میکنیم، دوستان قدیمی را رها نکنیم و دوستی با آنها را نگه داریم. عبارت: «چون دوست نو گیری، پشت بر دوستان کهن مکن» و «دوستان کهن را بر جای همی دار».
۲. چگونه میتوان از یک نیمدوست، دوستی یکدل ساخت؟
با نیکی و سازگاری با او و مهربان بودن در هر خوشی و ناخوشی، تا وقتی از ما جوانمردی و انسانیت میبیند، دوستی یکدل شود.
۳. منظور از «تدبیر دهتنه» چیست؟ نویسنده برای تأیید سخن خود از چه آیهای استفاده کرده است؟
منظور فکر و چارهاندیشی ده نفر، یعنی مشورت و اندیشیدن گروهی است که مانند نیروی ده مرد قوی، از فکر یک نفر نیرومندتر است. نویسنده برای تأیید سخن خود از آیهی «وَ شاوِرهُم فی الاَمر» (در کارها با آنان مشورت کن) استفاده کرده است.
۴. افرادی که در کارها با دیگران مشورت میکنند، با آنهایی که مشورت نمیکنند چه تفاوتی دارند؟
کسانی که مشورت میکنند از دانش و تجربهی دیگران بهره میبرند، رأی و نظرشان محکمتر است و کارهایشان بهتر پیش میرود. اما کسانی که مشورت نمیکنند، «ضعیفرأی» به شمار میآیند و کارشان نیکو انجام نمیشود.
۵. پرسش آزاد
پاسخ این پرسش را دانشآموز با نظر خودش مینویسد.
واژهآموزی
- «همی طلب» یعنی «بطلب» (بخواه، پیدا کن).
- «همی دار» یعنی «بدار» (نگه دار).
در این درس با شکل کهن برخی فعلها آشنا شدیم. کاربرد امروزی آنها اینگونه است:
- هیچکس بینیازتر از او نتواند بود. ← هیچکس بینیازتر از او نمیتواند باشد.
- هیچکار بیمزد نتوان کرد. ← هیچ کاری را بدون مزد نمیتوان انجام داد.
- دوست همی طلب. ← برای خود دوست انتخاب کن.
- دوستان کهن را بر جای همی دار. ← دوستان قدیمی را برای خودت نگه دار.
دانلود خلاصهی درس
فایل PDF خلاصهی درس دوستی و مشاوره فارسی ششم را میتوانید از لینک زیر دانلود کنید. جزوهی کامل کل کتاب و محتوای آمادهی همهی دروس ششم هم در فروشگاه موجود است.


آخرین باری که برای یک تصمیم مهم با کسی مشورت کردید، چه شد؟ تجربهی خودتان را در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید!