عینکی

دیدتان را به یادگیری متحول کنید.
0

وقتی مغز دانش‌آموز خاموش می‌شود

خانه » وبلاگ » وقتی مغز دانش‌آموز خاموش می‌شود
تصویر کارتونی شخصیت عینکی در حال نگاه کردن به مغزی که نیمی از آن خاموش و خاکستری و نیمی دیگر روشن و نارنجی است با عنوان «وقتی مغز دانش‌آموز خاموش می‌شود».

شهربانو دوستی

درباره نویسنده
شهربانو دوستی هستم، مدیر و موسس وب سایت عینکی دبیر آموزش و پرورش و علاقه مند به سئو

تو داری با مغزی حرف می‌زنی که خاموش شده

پارسال، وسط زنگ ریاضی پایه ششم، یکی از دخترای کلاس  به اسم نگین یهو از جاش پرید، دفترش رو پرت کرد وسط کلاس و شروع کرد داد زدن سر بچه‌ی کناری‌اش که چیزی نگفته بود. کل کلاس یخ زد. من هم مثل هزار بار قبلی، رفتم جلو و گفتم «آروم باش نگین». هیچی. تکرار کردم، این بار محکم‌تر. باز هیچی. انگار داشتم با دیوار حرف می‌زدم.

اون روز فکر کردم لجباز شده، یا داره اذیت می‌کنه، یا شاید یه چیزی از دستم در رفته توی تربیتش. بعدها فهمیدم مشکل اصلاً این چیزها نبود. مشکل این بود که من داشتم با بخشی از مغزش حرف می‌زدم که دقیقاً همون لحظه خاموش شده بود.

درد واقعی کجاست؟

اگه معلمی، احتمالاً این چند سال یه چیزهایی هم درباره‌ی SEL شنیدی، هم درباره‌ی نوروساینس آموزشی. اسم‌هایی مثل «مغز خزنده» یا «تنظیم هیجانی» دیگه غریبه نیستن، شاید حتی خودت کارگاه رفتی یا فایل دانلود کردی. اما یه چیز عجیب هست: همه‌ی این دانش، لحظه‌ای که واقعاً بهش نیاز داری غیب می‌شه.

دقیقاً همون سه چهار دقیقه‌ای که یه دانش‌آموز در اوج طغیانه، ما دقیقاً همون جمله‌هایی رو می‌گیم که فقط یه ذهن آروم می‌تونه بشنوه ، «آروم باش»، «بشین سرجات»، «بعداً حرف می‌زنیم» ، در حالی که اون ذهن آروم، اون لحظه، اصلاً اونجا نیست.

آخرش یا داد می‌زنیم، یا سکوت می‌کنیم و می‌ذاریم بگذره، یا بچه رو می‌فرستیم بیرون؛ و بعد تا آخر روز یه حس گناه یا درماندگی روی سرمون سنگینی می‌کنه.

چرا این خلأ وجود داره؟

شخصیت عینکی در کنار تخته آموزشی با نمودار ساده مغز که آمیگدال و قشر پیش‌پیشانی را همراه با آیکون‌های هشدار و چراغ خاموش توضیح می‌دهد.
آشنایی با نقش آمیگدال و قشر پیش‌پیشانی در یادگیری، تمرکز و تصمیم‌گیری دانش‌آموزان با یک نمودار آموزشی ساده و قابل فهم.

جوابش توی خود مغزه، نه توی رفتار بچه. وقتی یکی دچار طغیان هیجانی می‌شه، آمیگدال ، بخشی از مغز که مسئول واکنش سریع به تهدیده ، کنترل رو دست می‌گیره، و قشر پیش‌پیشانی، همون بخشی که مسئول فکر کردن و تصمیم منطقی و به‌خاطر آوردن قوانین کلاسه، عملاً از مدار خارج می‌شه. یعنی نگین اون لحظه توانایی فکر کردن نداشت، نه اینکه نمی‌خواست فکر کنه.

مشکل اینه که بیشتر چیزهایی که یاد گرفتیم، چه توی SEL چه توی نوروساینس آموزشی، برای مغز فکری طراحی شده‌ن ،، یعنی وقتی بچه آرومه. اما وسط بحران، همون مغزی که داریم باهاش حرف می‌زنیم خاموشه. برای همینه که «آروم باش» یا «برو فکر کن» هیچ اثری نداره؛ داریم به دری می‌کوبیم که از پشت قفله.

راهی که واقعاً جواب می‌ده!

نکته اینه که بچه، اون لحظه، نمی‌تونه خودش رو آروم کنه؛ به یه مغز آروم دیگه نیاز داره که موقتاً جاش رو پر کنه. من خودم این چند سال با آزمون‌وخطا، و بیشتر اشتباه، به یه چیزهایی رسیدم که واقعاً کار می‌کنه.

اول از همه  و این سخت‌ترین قسمتشه ، خودت باید آروم بمونی. نه چون باید الگو باشی، بلکه چون مغز بچه ناخودآگاه حالت مغز تو رو کپی می‌کنه.

تندی تو، آتیشش رو تندتر می‌کنه. بعدش یه فاصله بده، نزدیک نشو، خیره نگاه نکن؛ اون لحظه هرچیزی که تهدیدآمیز به‌نظر برسه، بدترش می‌کنه.

جمله‌های طولانی و نصیحت هم بی‌فایده‌ست؛ یه چیز کوتاه و امن کافیه، چیزی مثل «من همین‌جام، هروقت آماده بودی حرف می‌زنیم». و بعد فقط صبر کن ، تا نفسش آروم‌تر بشه، صداش پایین بیاد. گفت‌وگوی واقعی درباره‌ی رفتار فقط بعد از این نشونه‌ها معنا داره، نه وسط طوفان.

بگم که همیشه هم جواب نمی‌ده. بعضی روزها هنوزم گیر می‌کنم و صدام بالا می‌ره. ولی وقتی این الگو رو رعایت می‌کنم، فرق محسوسه.

نتیجه‌اش چیه؟

شخصیت عینکی در کنار دانش‌آموز مضطرب نشسته و با زبان بدن آرام و دوستانه در حال ایجاد احساس امنیت و کاهش استرس برای بهبود یادگیری است.
ایجاد احساس امنیت، همدلی و ارتباط مؤثر با دانش‌آموز مضطرب، اولین قدم برای بازگشت آرامش و افزایش یادگیری است.

با نگین، این کار یه شبه جواب نداد. اما بعد چند ماه، عصبانیتاش کوتاه‌تر شد، و یه بار خودش وسط یکی از این لحظه‌ها گفت «خانم، فقط برم بیرون یه‌کم».

همون جمله برام از هر نمره‌ای ارزشمندتر بود، چون یعنی داشت یاد می‌گرفت خودش رو تنظیم کنه  و این دقیقاً همون مهارتیه که SEL دنبالشه، فقط نه از روی یه برگه‌ی کار، از دل یه رابطه‌ی واقعی.

نوروساینس آموزشی قرار نیست فقط یه‌سری اصطلاح قشنگ بهمون بده. قراره دقیقاً همون لحظه‌ای که بیشترین نیاز رو داریم، دستمون رو بگیره.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x